گسترش قواعد و نهادهای جهانی نتوانسته است فاصله میان هنجار و واقعیت را از میان بردارد. مسئله امروز بیش از آنکه فقدان حقوق باشد، بحران در اجرای بیطرفانه و همگانی آن است؛ جایی که حقوق بینالملل همچنان زبان مشروعیت است، اما نابرابری قدرت کارآمدی آن را به چالش کشیده است. آیا حقوق بینالملل هنوز توان مهار قدرت را دارد، یا آنکه در برابر واقعیتهای سخت سیاست جهانی بیش از پیش به حاشیه رانده میشود؟ تحولات سالهای اخیر، از تداوم جنگها تا ناتوانی نسبی نهادهای بینالمللی در مهار برخی بحرانها، این پرسش را از سطح مباحث نظری فراتر برده و