دنیا در چشم من، بیش از آنکه واقعیت باشد، یک فریب بزرگ است. بازیای که قوانینش را هرگز خودمان ننوشتیم و هر بار که تلاش کردیم چیزی را تغییر دهیم، دیدیم که زمین بازی، بازیگرانش را یکی پس از دیگری میبلعد. آلبر کامو میگفت انسان در جهانی بیمعنا رها شده است، جهانی که هیچ پاسخ روشنی برای چرایی زندگی ندارد. اما او از پذیرش این پوچی، یک طغیان میسازد، یک عصیان خاموش در برابر جهانی که به هیچ پاسخی متعهد نیست. مولانا اما راه دیگری را نشان میدهد. او میگوید این دنیا چیزی جز سایهای از حقیقت نیست. اگر