با آن که ترک وطن آسان نیست، تبعید سختترش میکند، تبعید یعنی بی هیچ جرم و گناهی نتوانی به خاکات به سرزمینی که در آن زاده شدی، نفس کشیدی و ترا به آغوش کشید سفر کنی. تبعید یعنی نتوانی دورهمیهای رفیقانه و مجلسهای سرکوچهی خانهتان را با همسالان داشته باشی. تبعید یعنی تو در گوشهی از دنیا پشت وطن بتپی و چارهی جز تسلی دل نداشته باشی. این تبعید مرا نیازمند جایی کرده است که در اوج نا آرامی آرام بگیرم. دلم جایی بلند و آرام میخواهد، گوشهای دور از این همه آزار، تحقیر، بی وطنی و دست کم