سیاست خارجی قدرتهای بزرگ همواره با تناقضاتی که اصل را منافع این کشور تشکیل می دهد، همراه بوده است. به عبارتی منافع ملی اینکشورها بر اصول و ارزشهای اعلام شده ارجحیت دارد. اتفاقات اخیر در سوریه و افغانستان، به وضوح این پدیده را به تصویر میکشد؛ جایی که گروههایی که زمانی تروریستی خوانده میشدند، اکنون به دلایلژئوپلیتیکی و اقتصادی، به متحدان و حتی دولتهای مشروع تبدیلشدهاند. خروج ایالات متحده از فهرست گروههای تروریستی برای «جبهه النصره» و «تحریر الشام»، و به رسمیت شناختن طالبان توسط روسیه، نه تنها رویکرد پراگماتیک این کشورها را نشان میدهد، بلکه سوالات جدیای را