امروز در کتاب جوامع الحکایات محمد عوفی داستانی را خواندم که قبلاً یکبار در تاریخ خاندان طاهری سعید نفیسی نیز خوانده بودم که نشانگر دوستی و اتحاد ویژهای بود که از پس شهادت ابومسلم خراسانی در میان مردمان خراسان بزرگ و همه ایرانیان شکل گرفته بود، این داستان نشانگر فهم همگانی از درد مشترک است، اینکه این درد جدا جدا درمان شدنی نیست، صفهای محکمی ایجاد میکند تا مشترکا درمان گردد. ابومسلم خراسانی کسی بود که توانست اتحادی محکم میان همه مردمان خراسان(تاجیکان)بوجود آورد، اما او را با خدعه و نیرنگ از میان برداشتند، امروزه در کشور وضع چنین