در مطلب گذشته معنای لغوی و اصطلاحی فلسفه و ریشه یونانی آن بیان گردید. در این مطلب شاخهها و زیر مجموعههای فلسفه بیان میگردد. معارف یا علوم عقلی شامل کدام بخشها میشود و به چند دسته تقسیم میگردد و بلندترین و پایینترین مرتبه این علوم کدام است، از جمله پرسشهای است که در این مطلب میتوان به طور کلی پاسخ آنها را پیدا کرد. آشنایی با مبادئ فلسفه و به ویژه فلسفه اسلامی برای درک هرچه بیشتر این مطلب مهم – نه ضروری- است. اصطلاحات فلسفی به همان شکل اصلی آن و به صورت عربی باقی ماندهاست؛ چه این اصطلاحات در زبان فارسی به همان صورت و معنای عربی به کار میرود و قابل ترجمه نیست.[۱] (یادداشت مترجم)
از آنجا که از منظر قدما تمام معارف عقلی زیر چتر فلسفه داخل میشود، این معارف به دو بخش اساسی تقسیم گردیدهاست. این دو بخش قرار ذیل است:
بخش اول: علوم نظری یا حکمت نظری
علوم نظری یا حکمت نظری علومی است که در آن بوسیله دریافت نیروی عقل بالفعل، توان نظری تکمیل میشود. این علوم قرار ذیل است:
الف: – الهیات
الهیات همچنان علم الهی، علم اعلی، علم کلی، میتافزیک (ماورای طبیعت) و فلسفه اولی نامیده میشود. این بخش را به خاطری فلسفه اولی میگویند تا با ریاضیات که فلسفه وسطی نامیده میشود، تفکیک شود. ریاضیات را فلسفه وسطی میگویند؛ چون در مرتبهی وسط میان الهیات و طبیعات قرار دارد. از منظر قدما، الهیات فراگیرترین و گستردهترین بخش علوم است. در کنار این، الهیات نسبت به دیگر بخشها بیشتر برهانی و یقینی است.
الیهات به بخشهای زیر تقسیم میگردد:
۱ – امور عامه
امور عامه موضوعات و احکامی است که مختص تمام موجودات است و این احکام بر تمام موجودات از حیث اینکه موجود است، تطبیق میگردد. در موجودی که این احکام بر آن تطبیق میگردد، ماهیت معینی شرط نیست. احکام و موضوعاتی همچون: حدوث و قدم، وجوب و امکان از جمله امور عامه است؛ زیرا هر موجودی یا حادث است و یا قدیم و همچنان هر موجودی یا واجب است و یا ممکن.
قابل یادآوری است که شمول این موضوعات برای موجودات گاهی به معنا شمول هر کدام آنها برای تمام موجودات است. چنانچه در «وجود» و «شیئت» ملاحظه میکنیم. همچنان گاهی به معنای شمول این مفاهیم برای موجودات به گونه تقابل نیز است. به عنوان نمونه، وجوب و امکان؛ هر موجودی باید زیر نام واجب و یا ممکن داخل گردد. به این احکام، «احکام عامه وجود» و «الهیات به معنای اعم» میگویند.
۲ – خداشناسی
در این بخش موضوعات روی وجود، توحید و صفات باری تعالی و دیگر موضوعات مرتبط به این موضوع میچرخد. این بخش را در مقابل «الهیات به معنای اعم» «الهیات به معنای اخص» مینامند.
ب – ریاضیات
ریاضیات را علم اوسط و فلسفه وسطی مینامند؛ چون در مراتب معرفت در مرتبه میانه میان «الهیات» و «طبیعات» قرار دارد. این بخش به بخشهای ذیل تقسیم میگردد:
۱ – حساب
۲ – هندسه
۳- هیئت
۴ – موسیقی
ج – طبیعات
طبیعات را همچنان علم ادنی و فلسفه ادنی نیز مینامند؛ چون در پایینترین مرتبه معرفت قرار دارد و در مرتبه بالاتر از آن «ریاضیات» است. در حالیکه «الهیات» در مرتبه بالاتر از هر دو قرار دارد و آنرا علم اعلی مینامند. طبیعات در باره احوال اجسام طبیعی بحث میکند و به بخشهای ذیل تقسیم میگردد:
۱ – سماع طبیعی
ریشه این نام به کتاب «سماع طبیعی ارسطو» برمیگردد. مسلمانان برای نخستینبار با این کتاب از طریق سریانیها آشنا شدند. این نام نیز اشاره به همین موضوع دارد. نام این کتاب به سریانی «شمعا کیانا» است.
سماع طبیعی طبق معمول نخستین موضوعی است که در طبیعات بحث میشود. به عبارت دیگر نخستین موضوعی است که از طبیعات به گوش دانشجو میخورد. در این بخش، در مورد اسباب و مبادئ طبیعات و بیان احوال علل مختلف، ماده و صورت، حرکت و مسائل مرتبط به آن و اجسام و کم و کیف آن صحبت صورت میگیرد.
۲ – فلکیات
فلک از منظر قدما جسم کروی الشکل است و کجی ندارد. با کلیت خود ثابت است، اما با اجرام خود به شکل دورانی در حرکت است. فلک بسیط است و از اجسام مختلف الطبیعة غیر قابل خرق و دارای نفس حیوانی و نفس ناطقه ترکیب گردیده است.
مذهب قدما در تفسیر نظام آفرینش هستی برپایه اینکه عقل اول آنچیزی است که از ذات حق تعالی صادر شدهاست، استوار گردیدهاست. از عقل فلک الافلاک و همینطور بقیه افلاک آفریده شدهاست. حکما عالم جسمانی را در عالم خلقت پس از عالم مجردات قرار دادهاند. عالم جسمانی از نه فلک تو در تو مرکب است؛ یعنی یکی از این افلاک دیگری را احاطه نمودهاست. برخی حکما فلک الافلاک را مجموعه افلاک دانستهاند.
۳ – عنصریات
در این بخش در باره طبقات زمین، کائنات جویه، معادن، گیاهشناسی و حیوانشناسی صحبت صورت میگیرد. اما برخی از حکما از زمان صدر المتألهین شیرازی، طبیعات را چهار قسم دانستهاند. این اقسام قرار ذیل است:
۱ – سماع طبیعی
۲ – فلکیات
۳- عنصریات
۴ – نفس
دوم: علوم عملی یا حکمت عملی
به منظور کسب این علوم در قدم نخست تکمیل توان نظری در نتیجه کسب علم تصوری و تصدیقی به اموری که اعمال ما است ضروری است تا بعدا با اخلاق توان عملی تکمیل گردد. به عبارت دیگر، حکمت متعلق به امور عملی که باید آنرا بدانیم و انجام بدهیم، حکمت عملی است در حالیکه حکمت متعلق به اموری نظری که باید آنرا بدانیم و انجام دادن آن برما لازم نیست، حکمت نظری است.
علوم عملی یا حکمت عملی در سه قسم خلاصه میشود. این اقسام عبارتند از :
الف : – حکمت مدنی یا علم سیاست و تدبیر جامعه
در این بخش کیفیت مشارکت میان مردم آموزش داده میشود تا با یکدیگر به منظور مصحلت انسانها و بقای نوع انسان تعاون نمایند.
ب : – حکمت منزل یا علم تدبیر منزل و خانواده
در این بخش کیفیت مشارکت میان اعضای یک خانواده آموزش داده میشود تا بوسیله آن منفعت خانوادگی متحقق شود.
ج : – حکمت اخلاقی یا علم اخلاق
در این بخش فضائل و کیفیت کسب آن به منظور تزکیه نفس و رزائل و کیفیت خودداری از آن به منظور پاکی نفس از آن آموزش داده میشود.
این تقسیمبندی است که قدما در بیان شجره معرفت و شاخههای مختلف علوم بشری آنرا معتبر دانستهاند.
ساختار اساسی این تقسیمبندی به زمان فیلسوف یونانی، ارسطو برمیگردد. حکمای پس از او این تقسیمبندی را پذیرفته و آنرا تکامل بخشیدهاند. شماری هم با او در تفاصیل و حد و مرز این تقسیمبندی اختلاف نمودهاند. به عنوان نمونه، چنانچه در بخش طبیعات کتاب «الشفاء» اثر ابن سینا میبینیم.
فلاسفه معاصر اروپا از این تقسیمبندی دست برداشتهاند و نمونهای دیگری را در بیان شجره معرفت و تقسیمبندی علوم پذیرفتهاند که با این تقسیمبندی مطابقت ندارد.
۱ – به منظور فهم هرچه بیشتر این اصطلاحات برای کسانیکه با فلسفه و به ویژه فلسفه اسلامی آشنایی ندارند، مراجعه به فرهنگ اصطلاحات فلسفی ضروری است. در اینجا نام برخی فرهنگهای اصطلاحت فلسفی را به طور نمونه ذکر میکنم:
۱- فرهنگ لغات و اصطلاحت فلسفی، دکتر سید جعفر سجادی. ۲- فرهنگ اصطلاحات آثار شیخ اشراق، محمد خالد غفاری. ۳- فرهنگ اصطلاحات فلسفی ملا صدرا، دکتر سید جعفر سجادی. ۴- شرح منظومه، مرتضی مطهری.
نویسنده: عبدالجبار رفاعی
ترجمه: حسیبالله ولیزاده