برنامه فرهنگی «نوروز، چهل روز» با حضور شاعران، نویسندگان و هنرمندان کشور، یکشنبه شب (۳ حمل/فروردین) به میزبانی پایگاه خبری تحلیلی روایت برگزار شد.
این برنامه با هدف تجلیل از نوروز و بررسی اهمیت این جشن باستانی در فرهنگ و تمدن فارسی، میزبان چهرههای سرشناس ادبی و هنری بود.
در این مراسم، شاعران کشور شعرهای خود را دکلمه و هنرمندان محلی به اجرای برنامههای هنری پرداختند. همچنین سخنرانان در باره اهمیت نوروز گفتند. عبدالشهید ثاقب، پژوهشگر و نویسنده، درباره اهمیت نوروز و نقش شاعران و هنرمندان و فلاسفه و تمام افراد نخبه جامعه از قدیم تا حالا سخن گفت.
نوروز؛ جشن نو شدن و وحدت ملی
مجیب مهرداد، نویسنده برجسته کشور و از سخنرانان این مراسم، درباره اهمیت نوروز و دلایل تجلیل از آن صحبت کرد. وی در ابتدا به وضعیت زنان در افغانستان اشاره کرد و سپس گفت: «نوروز از این جهت مهم است که جشن نو شدن است.
در این مراسم، آیین خانهتکانی، دیدار با اقوام و نو شدن، مهمترین پیامهای نوروز هستند. نوروز یک عید تمدنی است و پایه وحدت ملی است. این جشن، زیبایی طبیعت را به نمایش میگذارد و در زمانی که کشور در تاریکی به سر میبرد، نوروز نوعی نو شدن برای آزادی و شکوفایی است. فرهنگ احیا میشود و کسانی که به احیای فرهنگ باور دارند، برای آن تلاش میکنند.»
ضیاالحق مهرنوش نیز در سخنان کوتاه خود گفت: «آمدن نوروز نوعی آهنگ بیداری را به صدا درآورده و بازگشت به گذشته را تداعی میکند. نوروز نماد تجدید حیات و امید به آینده است.»
وارث سیغانی در سخنان خود راجع به نوروز گفت: «نوروز جزئی از فرهنگ تمدنی فارسی است، اما متعلق به همه بشریت است. کسانی که به معرفت رسیدهاند، هرگز مخالف ارزشها نیستند. ما باید عاشقانه به طبیعت نگاه کنیم و این جشن باستانی را قدر بدانیم. فصل بهار، فصل پویایی و تجدید حیات است.
در داخل تمدن فارسی، نوروز بزرگانی مانند مولوی، حافظ و سعدی را دارد و با نگاه به این بزرگان، میتوانیم نوروز را از دید مثبت بنگریم. بزرگان، نوروز را یک پدیده الهی میدانند.» او همچنین در بخشهای از صحبت خود تفکر تحریمی نوروز را به چالش کشید.
اشعار و آهنگهای در وصف بهار و وضعیت کشور
جاوید شریفی نوازنده جوان کشور با اجرای موسیقی محلی و چندین پارچه آهنگ در وصف نوروز و وضعیت نابسامان کشور اجرا کرد. یکی از مطلع آهنگ شعری او این بود: «افغانستان در وضعیت بدی به سر میبرد و بسیاری از مردم سرگردان و مهاجر در کشورهای همسایه هستند.»
اهلالدین بحری، شاعر جوان کشور، نیز چندین قطعه شعر از جمله در وصف نوروز و وطن سرود و با رویکردی شاعرانه، زیباییهای این جشن باستانی را توصیف کرد.
تاج محمد چاه آبی، هنرمند محلی، چندین قطعه آهنگ بسیار عالی در وصف خراسان و وطن و بهار و همچنین عاشقانه اجرا کرد و با اشعاری زیبا، حضار را به استقبال از فصل بهار دعوت کرد.
سیفالرحمن صمیم، هنرمند محلی، در ادامه برنامه قطعهای آهنگ محلی در وصف بهار اجرا کرد. شعر تمثیلی او بیانگر این بود که با گذشت زمستان و سرما، بهار و گلهای لاله آمدهاند، اما او در وطن خود نیست و این دوری از وطن، درد بزرگی است.
شعرخوانی و دکلمههای دیگر شاعران
خجسته الهام، شاعر زن کشور، شعری درباره وضعیت زنان افغانستان خواند و سرگذشت خود را که از بدخشان آغاز شده و تا کابل و مهاجرت به آلمان ادامه یافته بود، به صورت دکلمه بیان کرد. وی با اشعار خود، درد و رنج زنان افغانستان را به تصویر کشید. همچنین اشعاری دیگری هم در زمینه بازگو کردن وضعیت فاجعه ناک وطن، محرومیت زنان و همچنین قطعهی عاشقانه را دکلمه کرد.
یکی از اشعار زیبایی که خانم الهام سروده و شب گذشته دکلمه کرد، شعر ذیل است:
در بدخشان کودکی بودم با عروسکهای شاد
و پنجههای بلورین
فارغ از ترسهای مادرم
گاهی میان آب میدویدم
و گاهی میان آتش
در سینهام آیینه و
میان چشمهایم پرندههای خوش صدا
که با شادمانی سرود زندگی میخواندند
در کابل دختری با چشمان خوشرنگ
لبان شکفته
و گیسوان سیاه
کوچهها مرا به خاطر میسپرد
و انگورهای شمالی
در میان لهجهی بدخشانیام شراب عشق و جنون میساخت
در کابل دختری بودم با خندههای سوخته با سرب مذاب
صورتی افروخته از نگاههای بلعنده
و دلی پر از آشوب و وحشت
در میان جادههای آشنا
در مونیخ زنی شدهام صبور
با رشتههای سپید بر گیسوانم،
اندوه را میان کلمات می بافم
در لبخندهایم ذوب میکنم
و گاهی در یقهام میاویزم
تا سنگینیاش لبخندهایم را پارچه
پارچه
پارچه
به دست باد نسپرد
در مونیخ زنی که وحشت را نمیشناسد
میان جادههای نا آشنا
در مونیخ زنی شدهام صبور
با خندههای وزین
گیسوان آزاد
لبان پر از لبخند
و دلی که اندوه را در تهش انبار کرده است
همچنین منیر بارش نیز شعری در وصف بهار دکلمه کرد و زیباییهای این فصل را به تصویر کشید. احسان بدخشانی شعری درباره زنان افغانستان و وضعیت نابسامان کشور خواند و در ادامه، شعری عاشقانه نیز اجرا کرد.
اگرچه متّهم غربت و غزل شدهام
نبردهام دمی از خاطرم پریدن را
در آفرینش خود، داد هرکه را چیزی
که آفرید و مرا داد آفریدن را
نخست نقش زدم لحظهی هبوطم را
قلم گرفتم و خط خط زدم، خطوطم را
سپس به تیرک بی در، زدم که شوتم را
کمی مرور کنم بیهدف رسیدن را
که توپ نقطهی سرگشتهایست در دفتر
که میرود وسط سطر این ور و آن ور
پرنده میشود و مینمیشود پرپر
کسی که برنگزیدهست، ورپریدن را
کدام قسمت من، اسپ بودنش گویاست؟
کدام قسمت من گاهوارهی دریاست؟
کدام سمت زمین میروم؟ نمی دانم
که زلّه کردهام از سرعتم دویدن را
به کفشهام که از پای ماندهاند قسم
که انتخاب من از ابتدا تماشا بود
همیشه شاعر مشّائی و مکاشفهام
که برگزیده فقط بی حجاب دیدن را
«حجاب چهرهی جان میشود غبار تنم
خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم»
که کشته مردهی زنهای شاد خوش بدنم
که من بلد نشدم، از زنان بریدن را
کدام دختر دیوانه کشتهاست مرا؟
که خونم از دل دیوان حافظ آمده است
همان که در بغلم در پرانتز آمده است
همان که دوست ندارد غزل شنیدن را
غزلــزنی که عروض مرا به هم زدهاست
تعادل شب و روز مرا به هم زدهاست
گذشتهاست و هنوز مرا به هم زدهاست
که برده قلب من از خاطرش، تپیدن را
پس از تو سمت چپم مثل کوه سنگین است
ولی برای تو در خواب، نامه خواهم داد
خدا نمیشوم، امّا ادامه خواهم داد
بدون ذرّهی امّید، آفریدن را
«احسان بدخشانی»
شایق شیدا، شاعر دیگر این مراسم، شعری سرود و بانوی شاعر، انوشه عارف، دو غزل درباره زنان و دختران افغانستان خواند. او در اشعار خود، وضعیت زنان کشور را به تصویر کشید و اشاره کرد که بسیاری از زنان افغانستان از کشور فرار کردهاند و در بیوطنی به سر میبرند.
خانم انوشه عارف شعری ذیل را که راجع به وضعیت وطن تحت سلطه طالبان سروده بود به خوانش گرفت:
سهسال، به اندازهی پروانه نبودیم
سهسال زیادست که در خانه نبودیم
یک عمر، به اندوهِ گل سرخ نشستیم
عمریست به حسرتکده بیگانه نبودیم
نوروز رسیدهاست ولی بیسرو سامان
اینگونه بد و بی سر و سامانه نبودیم
قدری گل سوری ، دل دارم همه سرریز
چون قاصدک باغ، پریشانه نبودیم
آیینهیی بودیم ترکخورده از آغاز
با هرچه شکستن بلد و شانه نبودیم
ای یوسف افتاده تهی چاه جدایی
ما قوم جدا مانده، بدین سانه نبودیم
ما خانه بهدوشانِ گرفتار چهسازیم؟
زنجیر به پا بسته و دیوانه نبودیم
از سرخی چشمم به شفق هیچ نگفتند
با خون جگر هم کف پیمانه نبودیم
از نام و مقامِ صف عیار چه پرسی؟
روزی که چنین سرخط وافسانه نبودیم
روحالله حبیب، شاعر جوان کشور، نیز درباره اوضاع کنونی افغانستان و آزادی از سلطه طالبان شعر خواند. او در ادامه، غزلی در مورد احقاق حقوق زنان سرود و از ضرورت توجه به حقوق زنان در جامعه سخن گفت.
در پایان برنامه بدالشهید ثاقب پژوهشگر و نویسنده و مسئول پایگاه خبری تحلیلی روایت، با ابراز امتنان از حضور مهمان و شنوندگان برنامه گفت: با برگزاری و اجرای این برنامه به یاد گذشته پربار خراسان افتادم؛ سامانیان، غزنه، هرات و بلخ. همچنین در بیست سال گذشته بویژه در بلخ پرشکوه نگاه کردم که چه رونقی داشت، وقتی فاجعه را درک کردم که امسال سخی و روضه شریف خالی بود.
در برنامه از نقش مقاومت و پاسداری از ایرانشهری و همه اینها، یادآور حماسه فردوسی بود. فردوسی امروز، شاعران ما هستند. سخنرانان ما امروز نقشی مانند ابن مقفع در تاریخ خراسان را دارند. اینان مانند کسانیاند که نهضت ترجمه را پیش بردند. همچنین یاد کنیم از مقاومتگران فرهنگی و حضوری در پنجشیر، پروان، کابل، اندراب، تخار، بدخشان، بلخ و هرات… مقاومت امروز ما را به یاد ابومسلم میاندازد. زمانی که ابومسلم تلاش کرد خراسان را از سلطه اعراب نجات دهد. به
گفته وی همه گروهها، از فلاسفه گرفته تا ادیبان و شاعران، از ابومسلم شروع تا خاندان برمکی، رودکی و سامانیان همه در رشد تمدن فارسی کار کردند.
ثاقب افزود؛ همچنین در نیم قرن اخیر، اگر توانستیم سلطه فاشیسم را به چالش بکشیم، این بهدست افرادی مانند استاد ربانی، قهرمان ملی، اسماعیل خان، استاد حبیبالرحمن، استاد ذبیحالله، استاد عطا محمد نور و دیگر مقاومتگران امروز بود… کسانی که امروز به هر شکل در برابر طالبان ایستادهاند.
آقای ثاقب در پایان از همه مهمانان و کسانی که در این برنامه همکاری کردند، تشکر کرد.
وی گفت: «روایت افتخار دارد که در ۳۰ روز گذشته دستکم از ۶۰ نفر مختلف مقاله منتشر کرده است. روایت از همه دیدگاهها و مقالات، فارغ از جناحبندیهای سیاسی، بر اساس پاسداری از فرهنگ خراسانی، محافظت میکند.»
خلاصه اینکه؛ برنامه فرهنگی “نوروز، چهل روز” که شب گذشته برگزار و اشعار و سخنان و آهنگهای با حضور شاعران، نویسندگان و هنرمندان اجرا شد، برنامه بسیار عالی و فرصتی بود برای تجلیل از نوروز به عنوان جشنی که نماد نو شدن، وحدت ملی و احیای فرهنگ است. در این مراسم ابتکاری که سوی روایت برگزار شد، اشعار و آهنگهای مختلفی در وصف بهار، وضعیت زنان و شرایط نابسامان کشور اجرا شد و شرکتکنندگان از جنبههای مختلف فرهنگی، اجتماعی و تاریخی نوروز سخن گفتند.
این برنامه نه تنها به تجلیل از نوروز پرداخت، بلکه به عنوان محفلی برای بیان دردها و آرزوهای مردم افغانستان نیز عمل کرد. خلاصه یک برنامه متفاوت و عالی که حدود ۵ ساعت دهها نفر پای شنیدن آن میخکوب کرد.