بزکشی بهعنوان یکی از کهنترین و پرهیجانترین ورزشهای سنتی در افغانستان، همواره جایگاه ویژهای در فرهنگ تمامی اقوام این سرزمین داشته است. این ورزش که ریشههای تاریخی آن به قرنها پیش بازمیگردد، نهتنها یک رقابت ورزشی بلکه نمادی از قدرت، مهارت، همبستگی اجتماعی و هویت فرهنگی در میان جوامع مختلف افغانستان به شمار میرود.
در سالهای پایانی نظام جمهوریت، بزکشی از یک رقابت محلی فراتر رفت و به سطح ملی ارتقا یافت. لیگ بزکشی افغانستان شکل گرفت و چاپندازان ماهر از سراسر کشور، همراه با تیمهای حرفهایشان، در این رقابتها حضور پیدا کردند. این مسابقات به یکی از رویدادهای مهم ورزشی و اجتماعی تبدیل شد که نهتنها توجه مردم بلکه حمایت سرمایهگذاران محلی و مقامات دولتی را نیز به خود جلب کرد. در نخستین دوره لیگ بزکشی افغانستان، تیم قندهار توانست عنوان قهرمانی را کسب کند، امری که نشاندهنده گسترش این ورزش در فراتر از مناطق سنتی آن بود.
اما در دوران امارت طالبان، از بزکشی بهعنوان ابزاری برای کنترل اجتماعی ومصروفسازی مردم شمال افغانستان به مسائل غیرسیاسی وحکومتداری بخشی از یک استراتژی پیچیده برای تثبیت قدرت و کاهش خطرات ناشی از مقاومت یا نارضایتی در این مناطق است.
نکته جالب در زمان امارت طالبان است که این رقابتها تنها در ولایات مشخص کشور برگزار میشود، در حالی که در مناطق جنوبی که طالبان بیشترین نفوذ،امکانات حکومتی و سرمایه های کلان را در اختیار دارند، نه تنها که بازی بزکشی بلکه هیچ برنامه های تفریحی غیر سیاسی به چشم نمیخورد.
این موضوع باعث شده است که بسیاری گمان کنند که برگزاری این رقابتها تحت مدیریت طالبان انجام میشود، نه صرفاً بهعنوان یک رویداد ورزشی، بلکه بهعنوان ابزاری برای مشغولسازی اقوام خاص به سرگرمی و رقابت های بین الولایتی ، در حالی که سیاستهای کلان و قدرت در جای دیگری تعیین میشود.
طالبان که همواره بهشدت با مظاهر تفریح و شادی، حتی دستزدن در محافل خوشی، مخالفت کردهاند، در برابر این بازی سکوت کرده و مانع آن نمیشوند. درحالیکه درین بازی شرط بندی وقمارنیز صورت میگیرد این تناقض نشاندهنده آن است که شاید بزکشی نهتنها مجاز شمرده میشود، بلکه از سوی طالبان بهعنوان یک ابزار مدیریت اجتماعی پذیرفته شده است.
چرا طالبان اجازه میدهد بزکشی برگزار شود؟
۱. ایجاد مشغولیت برای اقوام شمال:
طالبان با ترویج بزکشی در مناطق شمالی، در تلاشاند تا مردم این مناطق را به سرمایهگذاری، رقابت و مشغولیت در این ورزش ترغیب کنند و از این طریق تمرکز آنها را از مسائل سیاسی و چالشهای حکومتداری خود منحرف سازند. در این راستا، آنها سعی دارند گفتمان عمومی را از موضوعات حساسی مانند تصفیه مردم بومی از نهادهای دولتی و غیردولتی ، نقض حقوق بشر، بحران اقتصادی، چپاول و تاراج معادن و محدودیتهای آزادیهای مدنی، جابجایی های قومی به سمت رقابتهای ورزشی سوق دهند. این سیاست نهتنها موجب سرگرمسازی مردم میشود، بلکه فضای نقد و اعتراض را محدود کرده و زمینهای برای کنترل اجتماعی و تحکیم قدرت طالبان فراهم میکند.
۲- مهار نخبگان و سرمایهداران محلی
رقابتهای بزکشی نیازمند سرمایهگذاری کلان است؛ اسبهای اصیل، تیمهای حرفهای، تجهیزات و جوایز همه هزینههای هنگفتی میطلبند. طالبان با میدان دادن به این رقابتها، سرمایهداران محلی را بهجای حمایت از جریانهای سیاسی، فرهنگی و هویتی، درگیر یک سرگرمی پرهزینه و بیخطر برای خود کردهاند.
این سیاست نهتنها منابع مالی مخالفان بالقوه را هدر میدهد، بلکه باعث وابستگی اقتصادی چاپندازان، خانوادههایشان و مشاغل مرتبط به این چرخه میشود. هرچه سرمایه بیشتری وارد این رقابتها شود، انگیزه این گروهها برای رویارویی با طالبان کاهش مییابد، زیرا منافعشان به یک سرگرمی مدیریتشده از سوی حاکمان گره خورده است.
طالبان با این تاکتیک، طبقه ثروتمند شمال را از یک نیروی بالقوه خطرناک به مهرهای بیاثر و سرگرم تبدیل کردهاند که بهجای سرمایهگذاری در مسیرهای مقاومتی، در چرخاندن مسابقاتی غرق شدهاند که عملاً کمکی به تغییر وضعیت سیاسی کشور نمیکند.
۳-استفاده ابزاری از فرهنگ محلی
طالبان بهخوبی میدانند که بزکشی برای مردم شمال، چیزی فراتر از یک ورزش است؛ این رقابت، یک نماد هویتی و فرهنگی عمیق است که ریشه در تاریخ و افتخارات این مناطق دارد. اما بهجای سرکوب مستقیم آن، طالبان با سیاستی حسابشده، این سنت را تحت کنترل خود گرفتهاند تا هم خود را بهعنوان «حامی فرهنگ محلی» جا بزنند و هم آن را به ابزاری برای مدیریت، کنترل و مهار جامعه شمال تبدیل کنند.
درحالیکه طالبان بسیاری از مظاهر فرهنگی دیگر را وحشیانه سرکوب کردهاند، در برابر بزکشی رویکردی ظاهراً منعطف در پیش گرفتهاند. اما این تحمل، نه از سر احترام به فرهنگ، بلکه یک تاکتیک حسابشده برای خنثیسازی اعتراضات و سرگرمسازی مردم است. آنها میدانند که بزکشی میتواند توجه مردم را از ظلم، سرکوب، نابودی زیرساختها، حذف نخبگان و چپاول معادن منحرف کند.
این سیاست، سوءاستفاده آشکار از احساسات فرهنگی مردم شمال است؛ طالبان با مصادره نمادهای هویتی وفرهنگی ، نهتنها کنترل اجتماعی را تشدید کردهاند، بلکه با تظاهر به احترام گذاشتن به این ارزشها، سعی در مشروعیتبخشی به خود دارند.
۴-ایجاد شکاف بین شمال و جنوب؛ تفاوت در سیاست طالبان
طالبان بهصورت آگاهانه میان ولایات شمالی و جنوبی تفاوت قائل میشوند. در حالی که در شمال با برگزاری رقابتهای بزکشی، مردم را سرگرم و از مسائل سیاسی دور میکنند، در جنوب، یعنی پایگاه سنتی و مرکز قدرتشان، چنین رویدادهایی به چشم نمیخورد. این دوگانگی نشان میدهد که طالبان نمیخواهند مردمی را که بهعنوان پایگاه اصلی قدرتشان میشناسند، درگیر رقابتهای غیرسیاسی و سرگرمیهای اینچنینی کنند.
در جنوب، میلیاردها دالر سرمایهی تجار، فرماندهان و شبکههای اقتصادی وابسته به طالبان، بهجای هدر رفتن در رویدادهای ورزشی، مستقیماً در مسیر تحکیم اقتدار، سرکوب مخالفان، تقویت ماشین جنگی و مدیریت ساختارهای حکومتی جریان دارد. این در حالی است که در شمال، سرمایههای محلی بهجای صرف شدن در مسیر توسعه، استقلال اقتصادی و یا حتی مقاومت، در چرخۀ هزینههای سنگین بزکشی تلف میشود.
این تفاوت آشکار در سیاستگذاری، نشاندهندۀ نگاه ابزاری طالبان به مناطق مختلف کشور است. در شمال، مردم را با یک سرگرمی مدیریتشده مشغول میکنند تا صدای اعتراضشان را خاموش سازند، اما در جنوب، سرمایههای هنگفت را برای حفظ قدرت و تسلط بر کل کشور بسیج کردهاند. این تاکتیک، شکاف عمیقی میان شمال و جنوب ایجاد میکند، که در نهایت، موجب تضعیف مناطق شمالی و حفظ کنترل مطلق طالبان بر ساختارهای کلیدی کشور خواهد شد.
۵-ایجاد تصویر نرم از طالبان: فریب جامعه جهانی با بزکشی
طالبان که در افغانستان و در سطح جهانی به عنوان گروهی سختگیر و ضدفرهنگ شناخته میشوند، با اجازه دادن به بزکشی تلاش دارند تا چهرهای «منعطف» و «حامی سنتها» از خود در برابر مردم وجامعه جهانی به نمایش بگذارند. در حالی که این گروه بهطور عمومی با مظاهر مدرن تفریح، مخالف است و بسیاری از آداب و رسوم فرهنگی را سرکوب میکند.
این سیاست به طالبان این فرصت را میدهد که در عرصه بینالمللی تصویری بهتر از خود بهعنوان حامی فرهنگهای بومی و سنتهای ملی ارائه دهند و خود را در مقابل انتقادات جهانی مبنی بر نقض حقوق بشر و سرکوب آزادیهای فردی، در موقعیت بهتری قرار دهند. در حالی که در پس پرده، این رویکرد بهعنوان ابزاری برای سرگرمسازی مردم و انحراف توجه آنها از مسائل مهم سیاسی و اجتماعی مانند بحران اقتصادی، سرکوب سیاسی و حقوق بشر، استفاده میشود.
این استراتژی به طالبان این امکان را میدهد که در برابر اعتراضات داخلی و بینالمللی خود را مشروع نشان دهند، بلکه بهعنوان یک تاکتیک رسانهای برای کاهش فشارهای جهانی و جلوگیری از تحریمها و انزوای بیشتر عمل میکند
۶-تناقض در اجرای قوانین؛ شریعت مطابق منافع طالبان
طالبان که تفریحات مدرن و حتی سنتی را با شدت سرکوب کردهاند، در برابر بزکشی که با شرطبندیهای سنگین و اصراف زیادی همراه است، سکوت کردهاند. این همان گروهی است که ، موسیقی و حتی (چک چک کف زدن )دستزدن را حرام اعلام کرده، اما بزکشی را که میتواند مردم شمال را سرگرم و از سیاست دور کند، مستثنی ساخته است.
این تناقض نشان میدهد که طالبان قوانین خود را نه بر اساس شریعت، بلکه مطابق منافع سیاسیشان تغییر و تفسیر میکنند. هرجا که سرکوب به سودشان باشد، دین را سختگیرانه اجرا میکنند، و هرجا که کنترل اجتماعی را لازم بدانند، همان قوانین را نادیده میگیرند. شریعت در منطق طالبان، نه یک اصل ثابت، بلکه ابزاری برای حفظ قدرت است
نتیجه گیری
طالبان با آزادگذاشتن بزکشی در ولایات شمالی، نه بهعنوان حامی فرهنگ، بلکه بهعنوان یک حاکم هوشمند و سرکوبگر عمل کردهاند. این گروه با استفاده از بزکشی بهعنوان یک ابزار، مردم شمال را به رقابتهای ورزشی و محلی مشغول ساختهاند تا تمرکز آنها را منحرف کنند. درحالیکه در جنوب، سرمایهداران وابسته به طالبان منابع خود را در تحکیم قدرت هزینه میکنند، در شمال سرمایههای محلی در چرخۀ پرهزینه و بیثمر بزکشی مصرف میشود. این استراتژی مهندسی اجتماعی به طالبان کمک میکند تا صدای اعتراض را در برابر حاکمیت تک قومی واستبدادی انت تضعیف، سرمایههای محلی شمال را جذب و نخبگان را مهار کنند.
پیشنهاد و راهکار برای مردم شمال
۱. هوشیاری در برابر سیاستهای کنترل اجتماعی
مردم شمال باید آگاه باشند که سرگرمیهایی مانند بزکشی، در کنار ارزش فرهنگیشان، میتوانند ابزار انحراف افکار عمومی باشند. نباید اجازه داد که این رقابتها به ابزاری برای خاموش کردن اعتراضات و نارضایتیها تبدیل شوند.
۲سرمایهگذاری در هویت و قدرت اقتصادی
بهجای هدر دادن سرمایهها در سرگرمیهای پرهزینه و غیرمولد، باید منابع مالی به سمت توسعه اقتصادی، حمایت از کسبوکارهای محلی، ایجاد مراکز آموزشی وفرهنگی هدایت شود.
۳-تقویت انسجام اجتماعی و اتحاد اقوام شمال
نباید اجازه داد که رقابتهای ورزشی به اختلافات قومی و محلی دامن بزند. اقوام شمال باید بهجای رقابت منطقهای، بر تقویت همبستگی و هماهنگی برای دفاع از حقوق و منافع مشترک خود تمرکز کنند.
۴مقابله با سیاستهای دوگانه طالبان
اگر طالبان در جنوب سرمایهگذاری برای حفظ قدرت را در اولویت قرار دادهاند، مردم شمال نیز باید از اتلاف منابع در مسیرهای بینتیجه خودداری کرده و در ساختن یک آینده قدرتمند و مستقل تلاش کنند.
بزکشی میتواند یک ورزش باشد، اما نباید اجازه داد که به یک سلاح برای کنترل و تضعیف مردم شمال تبدیل شود. آگاهی، اتحاد و سرمایهگذاری در آینده، تنها راه جلوگیری از این مهندسی اجتماعی است.