حقیقتی که دشمنان نمیخواستند دیده شود:
در روزهایی که آمریکا و رژیم صهیونیستی جنگی بیرحمانه و ترکیبی را علیه ایران اسلامی آغاز کردهاند، یکی از شگفتانگیزترین و کمنظیرترین صحنهها، همراهی مردم افغانستان با ملت مسلمان ایران است؛ چه در داخل افغانستان و چه در میان مهاجرین افغانستانی ساکن در ایران و حتی مهاجرین افغانستانی مقیم در سایر کشورهای جهان.
این همراهی، یک واکنش لحظهای نیست؛
یک حقیقت تاریخی است که زیر غبار تبلیغات سالهای اخیر پنهان شده بود و امروز دوباره خود را آشکار کرده است.
دشمنان دو ملت، سالها تلاش کردند میان ایران و افغانستان شکاف بیندازند؛
اما میدان امروز نشان میدهد که ریشههای پیوند این دو ملت، عمیقتر از آن است که با جنگ روانی دشمن و احیانا غفلت و بی مهری یک تعداد از دوستان قطع شود.
وقتی رهبر معظم انقلاب اسلامی به شهادت رسید، واکنش مردم افغانستان حیرتانگیز بود.
در کابل، هرات،هزاره جات، مزار، بامیان و قندهار، مردم همان احساسی را داشتند که مردم ایران داشتند:
احساس یتیمی.
برای بسیاری از خانوادههای افغانستانی، رهبر انقلاب فقط یک شخصیت سیاسی نبود؛
پدری مهربان بود که در سختترین روزهای تاریخ افغانستان، در کنار مردم ایستاده بود.
به همین دلیل، اشکهایی که در افغانستان ریخته شد،
اشکهای یک ملت همسرنوشت بود، نه اشکهای یک ناظر دور.
در ایران، مهاجرین افغانستانی فرصت بیشتری برای تبارز احساسات خود داشتند.
آنها پا به پای مردم ایران به خیابانها آمدند،
در تجمعات شبانه حضور پرشکوه داشته و دارند،
و با صدای بلند اعلام کردند:
«دفاع از ایران اسلامی، دفاع از خانه دوم ماست.»
این فقط یک شعار نبود.
این همان روحیهای است که در دفاع مقدس و در نبرد با داعش نیز دیده شد؛
جایی که جوانان افغانستانی، در کنار رزمندگان ایرانی،
خون خود را برای امنیت این سرزمین نثار کردند.
در روزهایی که برخی رسانهها تلاش کردند فضای روانی جامعه را ملتهب کنند،
مهاجرین افغانستانی رفتاری نشان دادند که برای بسیاری از تحلیلگران قابل توجه بود:
همچون ملت ایران، به سوپرمارکتها هجوم نبردند
حضور در مساجد را پررنگتر کردند
در محافل عزاداری و دعا، حضورشان چشمگیرتر شد
و مهمتر از همه، برای حضور میدانی در دفاع از ایران، بیتابی میکردند
این رفتار، نشاندهنده یک بلوغ سیاسی و اجتماعی است؛
بلوغی که میگوید:
«ما فقط مهمان نیستیم؛ شریک سرنوشتیم.»
چرا افغانستانیها اینگونه در کنار ایران ایستادهاند؟
ایران و افغانستان دو ملت جدا نیستند؛
دو شاخه از یک تمدناند.
زبان، دین، فرهنگ، ادبیات و حافظه تاریخی مشترک،
این دو ملت را به هم گره زده است.
تجربه مشترک از دشمنان مشترک:
افغانستان بهتر از هر ملت دیگری میداند که آمریکا و رژیم صهیونیستی چه بر سر کشورها میآورند.
افغانستان، قربانی مستقیم همین سیاستها بوده است.
به همین دلیل، مردم افغانستان جنگ امروز علیه ایران را تهدید علیه خودشان نیز میدانند.
قدردانی از رفتار انسانی مردم ایران
با وجود مشکلات اقتصادی و فشارهای خارجی:
ایران در طول دههها میزبان میلیونها افغانستانی بوده است.
این مهماننوازی، در حافظه جمعی افغانستان ثبت شده است.
همراهی مردم افغانستان با ایران اسلامی، پیامی روشن برای آمریکا و رژیم صهیونیستی دارد:
«شما نمیتوانید ایران را در منطقه تنها کنید.»
این همراهی نشان میدهد که:
ایران در منطقه تنها نیست
ملتهای مسلمان، در لحظه تهدید، در کنار ایران میایستند
پروژه «ایرانهراسی» و«افغانهراسی» شکست خورده است
و جنگ ترکیبی دشمن، نتوانسته پیوندهای واقعی ملتها را قطع کند
اتحاد دو ملت، سرمایهای که دشمنان از آن میترسند
آنچه امروز در میدان دیده میشود،
یک اتحاد احساسی یا مقطعی نیست؛
بلکه یک سرمایه ژئوپلیتیک است.
ملت افغانستان نشان داد که:
در غم و شادی کنار ایران است
در لحظه تهدید، دوشادوش مردم ایران میایستد
و اگر لازم باشد، در دفاع از ایران اسلامی، از خون خود نیز مضایقه نمیکند
این همراهی،نه فقط یک صحنه انسانی، بلکه یک پیام استراتژیک برای منطقه و جهان است.