گفتوگوی نزدیک به دو ساعت جناب استاد سمیعالله سیحون با جناب انعامالله توحیدی، با گردانندگی جناب محمد اسماعیل احمدی و با عنوان «بازخوانی انتقادی فقه اسلامی و دفاع از آن»، را از شبکهی سپیده مشاهده کردم.
پرسش نخست را جناب احمدی خطاب به استاد سیحون مطرح کردند. استاد سیحون در آغاز، مقدمهای برای تبیین چارچوب بحث ارائه دادند. سخنان ایشان در باب «معرفت دینی» قابل تأمل بود. ایشان تأکید داشتند که دین باید از انحصار افراد افراطی و کسانی که نه دینمدار واقعیاند و نه دینشناس، بیرون کشیده شود. استاد سیحون بر هرمنوتیک و ضرورت نقد سازنده تأکید کردند و تصریح نمودند که نقدشان از سنخ نقد مدرن است. به باور ایشان، فهم امروزی اقتضا میکند که دین با رویکردی نوین و از زاویهای بیرونی، نه صرفاً دروندینی، فهم شود.
ایشان فقه را پدیدهای تاریخی، انسانی و قابل تحقیق دانستند و بر درک دقیق مخاطبان از مفهوم «معرفت دینی» تأکید کردند. محورهای اصلی بحث خود را در پنج مورد توضیح دادند و بر عقلانیت و مباحث اخلاقی تأکید ویژه داشتند.
پرسش دوم را جناب احمدی از جناب توحیدی مطرح کردند. در آغاز، سخنان ایشان لحنی تا حدی گلهآمیز داشت و تمرکز اصلی بر متون قرآن و سنت بود؛ هرچند این بخش با پرداخت تفصیلی کمتری همراه بود. سپس از اندیشمندانی چون ابنسینا، ابنرشد، فخرالدین رازی و دیگران یاد کردند و در برخی موارد، با فهم امروزی از دین و دیدگاههای استاد سیحون همنظر شدند.
در ادامه، استاد سیحون دربارهی واژهها و بستر زمانی مفاهیم توضیح دادند و از اندیشمند هرمنوتیک، گادامر، نام بردند. ایشان تأکید کردند که بررسی متون دینی با فهم امروزی، در واقع بازخوانی معرفت دینی است. در مقابل، جناب توحیدی بیشتر با ذکر نمونههایی از صدر اسلام، مبارزات پیامبر اسلام و صحابه، به دفاع از الگوهای سنتی پرداختند و تأکید اصلیشان بر مباحث نقلی و مرجعیت قرآن و سنت بود. به باور ایشان، در عصر حاضر نیازی به فهم مدرن و هرمنوتیکی نیست و همان الگوهای صدر اسلام کفایت میکند.
در پی پرسشی که جناب توحیدی دربارهی «معرفت دینی» مطرح کردند، استاد سیحون پاسخهایی مستدل ارائه دادند؛ از محمد ارکون نقلقول کردند و به اندیشمند دیگری چون شبستری با اثری مفصل (حدود ششصد صفحه) اشاره نمودند. ایشان تصریح کردند که معرفت دینی امری مقدس و تغییرناپذیر نیست و معیار اصلی، توانایی آن در پاسخگویی به نیازهای شهروند امروزی است. بار دیگر بر عقلانیت، گسست از جمود گذشته و پذیرش تحولات علمی تأکید کردند و با مثالهایی از پزشکی و نمونههایی از سیرهی پیامبر اسلام، سخنان خود را روشنتر ساختند.
جناب توحیدی با این دیدگاه که فقه در تمامی عرصهها دچار ناکارآمدی شده است، موافق نبودند و برای اثبات کارآمدی فقه در زمان معاصر، آیاتی از قرآن را تلاوت و ترجمه کردند. در مقابل، استاد سیحون به رویکرد «حقمدار» در برابر «تکلیفمدار» اشاره نمودند و تأکید کردند که نباید انتظار داشت فقه پاسخگوی همهی مسائل پیچیدهی دنیای امروز باشد.
در ادامه، جناب توحیدی پرسشهایی دربارهی فقه، اخلاق، نقدپذیری و تعریف دین مطرح کردند و با تلاوت آیاتی و آوردن مثالهایی چون باران و زمین، مباحثی پیرامون قیاس، حجیت، احمد بن حنبل، ابوحنیفه و جایگاه قرآن و سنت ارائه دادند. تأکید اصلی ایشان بر اطاعت از خدا و رسول بود و نقش اسلام را در پرورش اندیشمندانی چون ابنسینا، ابنرشد، غزالی و مولانا برجسته ساختند.
در مجموع، با وجود کاستیها، این گفتوگو در شرایط کنونی مفید ارزیابی میشود. هر دو طرف با ادب و احترام پاسخ دادند و گفتوگو بهصورت روشمند پیش رفت. چنین گفتوگوهایی، بهجای تکفیر، رویکردی عقلانی و علمی دارد. با این حال، باید صریح گفت که بحث میتوانست عمیقتر و تأثیرگذارتر باشد. این موضوع از اهمیت بنیادین برخوردار است و برای عصر و نسل امروز، اهمیتی دوچندان دارد.
انتظار میرفت پاسخها عقلانیتر و نظاممندتر ارائه شود. نام اندیشمندان برده شد، اما توضیح و تحلیل کافی دربارهی آرای آنان ارائه نشد. همچنین به مباحث سنت و مدرنیته، عقل و نقل و اختلاف دیدگاهها کمتر پرداخته شد. شایسته بود دربارهی فقههای مشهور، بهویژه چهار مذهب فقهی و اختلافنظرهای علما، توضیح روشنتری ارائه شود. افزون بر آن، بحث حکومتداری از منظر امامان مذاهب و نسبت آن با نگاه شهروندی امروز و نیز تبیین دقیقتر نسبت سنت و مدرنیته، میتوانست فهمپذیرتر و کارآمدتر باشد.
زیرا انسان امروز، چه مسلمان و چه غیرمسلمان، با انسان چند قرن پیش تفاوتهای بنیادین در سبک زندگی، سطح آگاهی، باورها و نگاه به جهان دارد؛ انسانی که کمتر مقید، کمتر جزماندیش و بیش از پیش عقلگراست.
در پایان، گفتوگوهای منطقی و علمی پویا باد؛ بهجای فحاشی، توهین و تکفیر.