کشورهای آسیای مرکزی از جمله قزاقستان، ازبکستان، ترکمنستان، تاجیکستان و قرقیزستان، همواره در ادبیات سیاسی منطقه بهعنوان دولتهایی در حال توسعه و خواستار ثبات، امنیت و رفاه تلقی میشدند. با این حال، روندی نگرانکننده در ماههای اخیر نشان میدهد که برخی از این کشورها، بهویژه قزاقستان و ازبکستان، در حال برقراری و گسترش روابط اقتصادی و دیپلماتیک با گروه طالبان هستند؛ گروهی که نه مشروعیت بینالمللی دارد، نه پایگاه مردمی، و نه پایبند به اصول بنیادین حقوق بشر است.
این روابط که اغلب در پوشش تعامل اقتصادی یا توافقهای معدنی صورت میگیرند، پیامدهایی سنگین برای ثبات افغانستان، وحدت منطقهای، و حتی امنیت داخلی خود این کشورها خواهند داشت. سفرهای اخیر دیپلماتهای آسیای مرکزی به کابل، دیدارهای آشکار با رهبران طالبان و توافقهای پنهانی درباره استخراج منابع طبیعی، لکه ننگی بر سیاست منطقهای خواهند بود.
در یکی از تازهترین تحولات نگرانکننده، وزیر خارجه ازبکستان به کابل سفر کرد و با امیرخان متقی، سرپرست وزارت خارجه طالبان دیدار نمود. این دیدار، در حالی صورت گرفت که نه تنها طالبان از سوی جامعه جهانی به رسمیت شناخته نشدهاند، بلکه بهعنوان ناقضان گسترده حقوق بشر، بهویژه حقوق زنان، مورد انتقاد شدید قرار دارند. چنین دیدارهایی نهتنها نقض مواضع رسمی نهادهای بینالمللی است، بلکه عملاً به طالبان وجههای سیاسی میبخشد که هیچ پایگاه مردمی ندارد.
از سوی دیگر، قزاقستان در چندین نوبت، هیئتهای اقتصادی و دیپلماتیک به کابل اعزام کرده و آشکارا از تمایل خود برای سرمایهگذاری در استخراج معادن شمال افغانستان سخن گفته است؛ منطقهای که با مردم آسیای مرکزی، خصوصاً اقوام تاجیک، ازبیک و ترکمن، پیوندهای عمیق تاریخی، زبانی و فرهنگی دارد. این رفتار نهتنها خیانت به آن پیوندهاست، بلکه در نظر مردم افغانستان بهمثابه همراهی با یک رژیم اشغالگر و قومی تلقی میشود.
مردم شمال افغانستان که عمدتاً شامل اقوام غیرپشتون هستند، تاجیکها، ازبیکها، هزارهها و ترکمنها، همواره آسیای مرکزی را بخشی از خانواده بزرگ فرهنگی و تمدنی خود میدانستند. اما همکاریهای کنونی با طالبان، بهویژه در حوزه معادن شمال، بهشدت باعث افزایش بدبینی، بیاعتمادی و احساس خیانت در میان این اقوام شده است.
کشورهایی که باید پناه و حامی باشند، امروز خود را در کنار گروهی قرار دادهاند که همزمان هزاران دختر را از آموزش محروم کرده، زبان و فرهنگ اقوام را سرکوب کرده و شمال افغانستان را به حاشیه رانده است. این روابط، شکافی اجتماعی عمیق میان ملتهای منطقه ایجاد میکند که ترمیم آن بسیار دشوار خواهد بود.
واقعیت تلخ این است که دیدگاه غالب کشورهای آسیای مرکزی در تعامل با طالبان، نه امنیت، نه مردم، و نه عدالت، بلکه دسترسی سریع به منابع زیرزمینی غنی شمال افغانستان است. معادنی چون لیتیوم، طلا، مس، زغال سنگ و یاقوت در ولایاتی مانند بدخشان، تخار، فاریاب و سرپل، هدف اصلی این تعاملات هستند.
با توجه به نبود شفافیت، پاسخگویی مالی و نهادهای قانونی در رژیم طالبان، این کشورها در حال وارد شدن به معاملههایی هستند که:
منافع مردم افغانستان را نادیده میگیرد،
فاقد اعتبار حقوقی و بینالمللی است،
و تنها به تقویت ساختار اقتصادی طالبان و تداوم سرکوب سیاسی منجر خواهد شد.
افغانستان تحت سلطه طالبان اکنون به بهشت امنی برای گروههای تروریستی و افراطی بدل شده است. جنبش اسلامی ازبکستان، داعش خراسان، تحریک طالبان پاکستان، حزب ترکستان شرقی و سایر گروهها در فضای بیدولتِ طالبان آزادانه فعالیت دارند. این گروهها، با استفاده از منابع مالی حاصل از همین قراردادهای معدنی، میتوانند امنیت مرزهای آسیای مرکزی را تهدید کرده و ثبات داخلی این کشورها را در آینده به چالش بکشند.
کشورهایی چون ازبکستان و قزاقستان باید بدانند که امروز تعامل اقتصادی با طالبان، فردا به تهدید مستقیم امنیت ملیشان تبدیل خواهد شد، و مقابله با آن، بسیار پرهزینهتر از پیشگیری است.
شورای هماهنگی مأموریتهای دیپلماتیک و کنسولی افغانستان، در بیانیهای صریح، از تمامی دولتهای درگیر، بهویژه قزاقستان، خواسته که در شرایط کنونی هیچگونه توافقی با طالبان انجام ندهند. در این بیانیه آمده است:
چنین توافقهایی نهتنها مشروعیت ندارند، بلکه از منظر حقوق بینالملل، فاقد اعتبار و قابلیت اجراییاند. این قراردادها ممکن است از سوی دولت قانونی آینده افغانستان به رسمیت شناخته نشوند.
همچنین این شورا هشدار داده که چنین روابطی تنها به تقویت طالبان، افزایش نقض حقوق بشر و تبدیل افغانستان به پناهگاه گروههای تروریستی منجر خواهد شد.
سیاستهای کنونی آسیای مرکزی در قبال طالبان، در آینده به بحرانهای امنیتی، اجتماعی و حقوقی منجر خواهد شد. آسیای مرکزی باید بداند که معامله با یک رژیم غیرمشروع، آنهم در قبال منافع کوتاهمدت معدنی، خیانت به ارزشهایی است که ملتهای منطقه طی دههها برای آن مبارزه کردهاند.
زمان آن فرارسیده که این کشورها سیاست خود را بازنگری کنند. تعامل با طالبان، به معنای پشتکردن به مردم افغانستان، خیانت به تاریخ مشترک، و بازی با امنیت فردای خودشان است.