دیشب گفتوگوی ویژه تلویزیون طلوع با زلمی خلیزاد، نماینده پیشین آمریکا برای صلح افغانستان پخش شد. محورهای اصلی گفتوگو را روابط آمریکا با طالبان، آخرین روزهای فروپاشی جمهوریت، تنش طالبان و پاکستان و زندانیهای آمریکایی در افغانستان تشکیل میداد. این گفتوگو یکساعت ادامه یافت و نکات ذیل در آن قابل دقت است.
۱- خلیزاد با حضور در این برنامهٔ ویژه در زیر سایه حاکمیت طالبان در واقع پیام مشخصی برای رقبای خود فرستاد و نشان داد که امروز او مست از بادهٔ پیروزی در کابل حضور دارد و در رسانهای که دربست در خدمت منافع طالبان قرار دارد، صحبت میکند. همچنان او با این کار میخواهد برای جهانیان و دیگران بفهماند که برخلاف ادعاها رسانهها در زیر حاکمیت طالبان آزاد هستند و حتا او نیز میتواند آزادانه در کابل سخنان و نظریات خود را مطرح کند.
۲- خلیزاد از نقش و تأثیر خود در ادارهٔ آمریکا انکار نمیکند؛ گرچند با تکرار ابراز مینماید که سفرش به افعانستان اینبار رسمی نیست. این تکرار بیش از حد نیز خود معنادار است. او در کنار این، اعتراف میکند تا هنوز در قضایای مرتبط به افغانستان نقش دارد و رویدادهای متعلق به تنشهای افغانستان و پاکستان را دنبال میکند.
۳- خلیزاد در این برنامه به صراحت از طالبان دفاع میکند و از دستاوردهای این گروه در بخش اقتصاد، امنیت و صلح یادآوری میکند. آنچه را خلیزاد میگوید، عین همان ادعای است که طالبان و لابیها آنها در کشورهای مختلف و صفحات اجتماعی مطرح میکنند. این همه در حالیست که به گزارش منابع محلی و جهانی افغانستان با بحران فقر مواجه است و همچنان بیثباتی و ناامنی در این کشور بیداد میکند.
۴- خلیزاد دولت پیشین افغانستان را مقصر میداند و از دست رفتن فرصت صحبت میکند. او در این راستا به ویژه اشرف غنی را مقصر اصلی میداند و او را متهم میکند که فرصت تشکیل دولت ائتلافی را که قرار بود میان طالبان و رهبران پیشین به وجود بیاید به هدر داد.
۵- خلیزاد ادعا میکند آقایان عبدلله و غنی از محتوای و مواد پنهان موافقتنامه دوحه صد در صد آگاهی داشتهاند و حکومت پیشین در جریان مذاکرات بودهاست؛ نکتهای که بارها از سوی مسؤولین و رهبران حکومت پیشین رد شده است. ظاهر امر چنین است که آقای غنی با عناد و لجاجت تلاش میکند خود را بیتقصیر بداند؛ در حالیکه نزدیک به واقعیت آنچه است که خلیزاد گفتهاست.
۶- خلیزاد با جنگ مخالفت میکند و هر نوع مخالفت مسلحانه در برابر طالبان را رد میکند. تمام نخبهگان و رهبران پشتون از خلیزاد گرفته تا کرزی در این نکته اتفاق نظر دارند. این نشان میدهد که میان رهبران پشتون اتفاق نظر وجود دارد که حفظ حاکمیت پشتون محور در افعانستان از هر کار دیگری اولویت دارد؛ حتا اگر طالبان رهبران چنین حکومتی باشند.
۷- خلیزاد میخواهد طالبان را با آمریکا وصل کند. ظاهرا آمریکا هم خواهان برقراری رابطه با طالبان است و خیلی هم علاقه دارد تا از افغانستان هیچ کشوری برعلیه منافع آن استفاده نکند. سفرهای خلیزاد به کابل نیز در همین کانتکست قابل تأمل است. در واقع خلیزاد میخواهد طالبان و آمریکا را قانع کند تا میان هم رابطه آشکار و دیپلماتیک داشته باشند و این را بیشتر به نفع طالبان میداند.
۸- در قضیه پاکستان و افغانستان، خلیزاد همانند دیگر پشتونهای ناسونالیست ظاهرا مخالف پاکستان است. این مخالفت یا به دلیل مسایل قومی و تباری است و این هم او هراس دارد که پاکستان بقای حاکمیت طالبان که حاصل سالها زحمت او است، در خطر باندازد. از گفتههای او در این برنامه نیز چنین چیزی به مشام میرسد.
۹- خلیزاد عاشق طالبان است و به عنوان مشاور و لابی این گروه کار میکند. عشق خلیزاد به طالبان دلایل قومی و تباری دارد و او به خاطر تعلقات قومی افغانستان را در طبق اخلاص تقدیم طالبان کرد. در این برنامه به خوبی ذوقزدگی و شیفتهگی او نسبت به طالبان به چشم میخورد؛ به ویژه زمانیکه از دستاوردی طالبان سخن میگوید و دستگاه دپلوماسی آنها را بهتر از دورههای قبلی میداند.
۱۰- در پایان خیلی شگفتآور است که واقعا چه چیزی سبب گردیده تا خلیزاد آمریکایی اینقدر دلبسته طالبان شود و تا این اندازه از یک گروه تروریست پشتیبانی و حمایت نماید. من برای این موقف دلیل جز دلایل قومی و تباری نمیدانم؛ وابستهگی قومیای که حتا آدم غربنشینی مثل خلیزاد نیز در چاله آن افتاده و در این گندآب قرار دارد.
آنچه تا اینجا بیان کردیم، طور فشرده دیدگاههای خلیزاد را نشان میدهد. با دقت در این سخنان به این نتیجه میرسیم که وظیفه آقای خلیزاد عادیسازی روابط آمریکا با طالبان، بقای حاکمیت طالبان و معرفی چهرهٔ خوب از این گروه تروریستی به جهان است.
او شدیدا در این راستا تلاش میکند و رفتوآمدهای او نیز به کابل در همین راستا است.