در برنامه «کافهپرسش» پایگاه خبری ـ تحلیلی روایت، فعالان و پژوهشگران درباره وضعیت زنان افغانستان در دوره طالبان سخن گفتند. آنان با اشاره به ریشههای فرهنگی زنستیزی، نابودی استعدادها و مقاومت مدنی، طالبان را رژیمی تروریستی دانستند که بقای خود را در فقر و بیسوادی مردم بویژه زنان جستوجو میکند.
نشست «کافهپرسش» با موضوع افغانستان؛ گورستان استعدادهای زنان شب گذشته برگزار شد و در آن رقیه ساعی، ژولیا پارسی، مسعوده کوهستانی و عبدالشهید ثاقب ـ دیدگاههای خود را درباره وضعیت زنان افغانستان در سایه طالبان مطرح کردند.
ژولیا پارسی، بنیانگذار جنبش خودجوش زنان معترض افغانستان، با اشاره به خشونت گسترده علیه زنان در ولایات دوردست گفت: «خشونت در مناطق دوردست بیشتر است، اما در شهرها نیز وجود دارد.» او تأکید کرد که زنان امروز تنها «زنده هستند» و از حق کار، آموزش و زندگی انسانی محروماند. به باور او، محرومیت زنان نه تنها اقتصاد خانوادهها را فلج کرده بلکه تربیت نسل آینده را نیز با بحران مواجه ساخته است.
پارسی در ادامه سخنانش طالبان را «مکتب خشونت، جهل و تروریسم» خواند و گفت: «ما مکتب طالبانی نمیخواهیم. تا زمانی که طالبان فرو نپاشد هیچ راهی برای اصلاح وجود ندارد.» او راهحل را تغییر رژیم و مراجعه به آرای مردم دانست و تأکید کرد که زنان افغانستان حاضر نیستند زیر بار نظامی بروند که آنان را به بردگی میکشاند.
رقیه ساعی، فعال حقوق زن، نیز در سخنان خود ریشه زنستیزی را در فرهنگ سنتی، جهل و بیسوادی جامعه دانست. او گفت: «مشکلات زنان از قبل هم وجود داشت، هرچند در دوره جمهوریت تغییرات آهستهای در نگرشها شکل میگرفت.» ساعی تأکید کرد که طالبان بقای خود را در فقر و بیسوادی مردم میبینند و از سواد و تربیت زنان هراس دارند.
او افزود که هرچند دوره جمهوریت فرصتهایی برای زنان ایجاد کرده بود، اما طالبان با بازگشت خود این روند را متوقف کردند. به باور ساعی، مبارزه برای حقوق زنان تنها با تغییر فرهنگ و آگاهیبخشی عمومی امکانپذیر است و نمیتوان آن را صرفاً به تغییر رژیم سیاسی محدود کرد.
عبدالشهید ثاقب، نویسنده و پژوهشگر، با نگاهی تاریخی به بحران افغانستان، طالبان را عامل نابودی استعدادهای زنان معرفی کرد. او گفت: « تفکر طالبانی است که زنان یا باید در خانه باشند یا در گور» ثاقب یادآور شد که افغانستان با پیشینه فرهنگی پنجهزار ساله که بسیاری به آن فخر می کردند/می کنند، امروز شاهد دخترکشی و بردهسازی زنان است.
او به یک سده مبارزات که به گفته در محوریت زنان و حقوق آنان در کشور صورت گرفته اشاره نمود و گفت: مخالفتها با اصلاحات امانالله خان به بهانه «ترویج فحشا»، مخالفت با اصلاحات خانواده حزب دموکراتیک خلق فارغ از رویکرد فاشیستی امان الله و نگرش سرکوبگرایانه حزب خلق، ریشه در باورهای جنسیتی این جامعه دارد.
ثاقب تأکید کرد که طالبان امروز همان نگاه جنسیتی را ادامه میدهند و بحران یک سده افغانستان در واقع «جدال جنسیتی» است؛ جنگی بر سر حق آموزش، اشتغال و آزادی زنان.
ثاقب راههای مقاومت را آموزش زیرزمینی، مبارزه فرهنگی و نافرمانی مدنی دانست و گفت: «هر کسی که در برابر طالبان تبعیت نکند، در حال مبارزه است.» او افزود که مقاومت نباید تنها به جنگ نظامی محدود شود، بلکه مبارزه مدنی، فرهنگی و قلمی نیز بخشی از این ایستادگی است.
مسعوده کوهستانی نیز طالبان را محصول افراطیت و فرهنگ قبیلوی دانست و گفت افغانستان سقوط نکرد بلکه «تحویل داده شد». او افزود که دادخواهی زنان تنها به چهار سال اخیر محدود نمیشود، بلکه ریشه در فرهنگ دیرینه دارد. کوهستانی با اشاره به دوره جمهوریت آن را فرصتی ارزشمند برای آموزش و رشد دختران دانست که امروز از دست رفته است.
در این نشست تاکید شد که بحران زنان در افغانستان نه تنها محصول ۴ سال اخیر بلکه نتیجه ترکیب پیچیدهای از فرهنگ سنتی، تاریخ سیاسی و ساختارهای اجتماعی است. با این حال، صدای زنان مبارز همچنان بلند است و امید به تغییر از مسیر مقاومت مدنی، آموزش زیرزمینی و آگاهیبخشی زنده نگه داشته میشود.