زبان مادری، نه فقط ابزار ارتباط، بلکه ظرف حافظه، فرهنگ، هویت و تجربههای جمعی است. هر زبان، جهانبینی ویژهای را با خود حمل میکند و فرهنگهای زبانی، تاریخِ زیستِ مردمی را بازتاب میدهند که با آن سخن گفتهاند و با آن میاندیشیدهاند. زبان فارسی در گسترهی فرهنگی افغانستان، صرفاً وسیلهای برای سخن نیست؛ «هویت» است. این زبان زبانِ شعر و عشق مولانا و حافظ، زبان ادب و فلسفهی خیام و سنایی، و زبان داستان و زندگی مردمان این سرزمین بوده است.
روز جهانی زبان مادری فرصتی است تا به تجلیل و بازاندیشی درباره جایگاه زبان فارسی در افغانستان بپردازیم، اما همزمان ناگزیر میشویم به سیاستهای حذفگرایانهای اشاره کنیم که این زبان را در معرض تهدید قرار دادهاند و آینده آن را به چالش کشیدهاند.
زبان فارسی؛ میراثی که باید پاس داشته شود
زبان فارسی در افغانستان، تاجیکها، پشتونها، هزارهها، اوزبیکها، ایماقها و بخش بزرگی از مردم را به هم پیوند داده است. این زبان، نه فقط بهعنوان زبان رسمی در گفتگوهای روزمره، بلکه بهعنوان زبانِ اندیشه، ادب و آموزش جایگاه ویژهای دارد. ادبیاتی که در طول قرنها شکل گرفته، میراث مشترکی است که فراتر از تقسیمات قومی و جغرافیایی ارزشمند است و تجربهی انسانی و فرهنگی را در خود ثبت کرده است.
اگرچه امروز زبانهای دیگری در افغانستان نیز موجودند و هر زبان حق وجود و رشد دارد، اما فارسی به عنوان زبان تاریخی و فرهنگی این منطقه، نقش بنیادین در هویت جمعی داشته است. زبان، ابزار انتقال تجربه و حافظ میراث فرهنگ است؛ حذف و تضعیف آن یعنی بریدن پیوند میان نسلها و واگذار کردن ذهن جمعی به فراموشی.
سیاستهای حذفگرایانه و تهدید به هویت جمعی
در سالهای اخیر، گروه طالبان با اتخاذ رویکردهایی در حوزه آموزش و فرهنگ تلاش کردهاند تا قلمرو زبانهای رسمی و آموزشی را محدود کنند. در برخی سیاستها، بهطور غیرمستقیم یا مستقیم، اثرگذاری زبان فارسی کاهش یافته است. محدودیتهای آموزش دختران، تغییر برنامههای درسی، و اعمال کنترل بر رسانهها و فعالیتهای فرهنگی، همه به تضعیف فضای زبانی فارسی انجامیدهاند.
زبان فارسی تنها زبانی برای آموزش نیست؛ بلکه زبان انتقال اندیشه، شعر، علم و هویت فرهنگی مردم افغانستان است. وقتی محدودیت بر استفاده و گسترش این زبان اعمال میشود، در واقع محدودیتی بر جریان فرهنگی و تاریخی مردم تحمیل میشود. این نوع سیاست، نه فقط یک تصمیم آموزشی، بلکه اقدامی است که میتواند به زوال سرمایه فرهنگی و زبانی منجر شود.
مانعتراشی در آموزش به زبان مادری، بهویژه در برابر دختران و زنان، باعث میشود بخش بزرگی از جامعه از شرکت کامل در فرآیند یادگیری و تولید دانش محروم بمانند. این محرومیت نه فقط آسیب فردی است، بلکه زنجیرهی انتقال زبان و فرهنگ را نیز قطع میکند.
زبان فارسی در افغانستان، هرچند دستخوش چالش شده، اما همچنان در دل مردم زندگی میکند. اجرای سیاستهای محدودکننده، اگر چه میتواند فضا را تنگتر کند، اما نمیتواند حافظه جمعی، تجربه زیسته و اشتیاق مردم را از میان ببرد. زیرا زبان، حتی در شرایط سخت، تابآور است و در گفتوگوی مردم زنده میماند.
آینده زبان فارسی؛ میان تهدید و فرصت
آیندهی زبان فارسی در افغانستان در گرو انتخابهای امروز جامعه، روشنفکران، معلمان، خانوادهها و جوانان است. زبان مادری زمانی زنده میماند که به آن ارزش داده شود، در خانهها صحبت شود، در مدارس تدریس گردد و در رسانهها شنیده شود. افغانستان تبدیل به میدانی بزرگ برای آزمون این ارزش شده است.
اگرچه سیاستهای رسمی ممکن است زبان را به حاشیه ببرند، اما تاریخ به ما یاد داده است که زبان بهراحتی از میان نمیرود. در دورانهای پیشین نیز محدودیتهایی علیه فرهنگهای زبانی اعمال شده، اما تجربه تاریخی نشان میدهد که زبان میتواند با مقاومت جامعه و حضور در متن زندگی روزمره، زنده بماند.
برای آینده فارسی در افغانستان، نیازمند اقدامهای چندجانبه هستیم:
۱. حمایت از آموزش به زبان مادری؛ چه در بستر رسمی و چه در شبکههای غیررسمی.
۲. تقویت تولید محتوا به زبان فارسی در رسانهها، ادبیات، و فناوریهای نوین اطلاعاتی.
۳. پشتیبانی از فرهنگ و هنر فارسیزبان به عنوان ظرفیتهای ارزشمند هویتی.
۴. ایجاد فضای گفتوگوی ملی درباره اهمیت زبان مادری و نقش آن در اتحاد فرهنگی.
زبان مادری، حتی وقتی در معرض تهدید قرار گیرد، میتواند آگاهانه و فعالانه باززایی یابد. جامعه افغانستان، تاریخِ سرشار از شعر و ادب دارد؛ تاریخ زبانی که در کوچهها، در خانهها، در بازارها و در ذهن مردم جاری است. زبان فارسی بخشی از حافظه جمعی این کشور است و نمیتوان آن را به سادگی محدود یا حذف کرد.
مخلص کلام اینکه؛
روز جهانی زبان مادری یادآور این حقیقت است که زبان، تنها مجموعهای از واژگان نیست؛ بلکه هویت، تجربه، فرهنگ و پیوند میان نسلهاست. زبان فارسی در افغانستان، میراثی است که باید پاس داشته شود؛ میراثی که نسلهای آینده در آن ریشه خواهند گرفت و از آن رشد خواهند کرد.
اگرچه محدودیتهای اعمالشده و سیاستهای حذفگرایانه چالشآفریناند، اما آیندهی زبان فارسی تنها به سیاستها وابسته نیست. این زبان در دل جامعه، در ذهن نسل جوان، در شعرها، حکایتها و گفتوگوهای روزمره زنده است. آیندهی واقعی زبان فارسی، در دست کسانی است که آن را نه فقط حفظ کنند، بلکه با شور و باور، به سوی فردایی پرامید هدایت کنند؛ فردایی که در آن زبان مادری نه تهدید، که سرمایهای ارزشمند برای همبستگی، آگاهی و آزادی باشد.
زبان مادری، زبانی است که بشر با آن نفس میکشد، عشق میورزد، اندیشه میآفریند و انسان میماند؛ و این، مهمترین پیام روز جهانی زبان مادری است.