۱۴۰۴-۱۰-۱۴ روز دوشنبه
اجازه بدهید، امروز را اینگونه آغاز کنم.
یک نخود کله و ده من دستار – این کم و بیش چی معنی دارد…
…
بیدل در سهصدسال قبل، چنین آزادی بیانی داشت.
این قدر ریش چه معنی دارد – غیر تشویش چه معنی دارد
آدمی، خرس؟ چه ظلم است آخر- مرد حق، میش؟ چه معنی دارد
حذر از زاهد مسواک به سر – عقرب و نیش، چه معنی دارد
دعوی پوچ به این سامان ریش – نرود پیش چی معنی دارد
یک نخود کله و ده من دستار – این کم و بیش چه معنی دارد
شیخ بر عرش نپرد چه کند- غیر پر ریش چه معنی دارد
بیدل اینجا همه ریش است و فش است – ملت و کیش چه معنی دارد.
بیدل
من فکر می کنم که بیدل از بس منتقد بود زبان شعرش پیچیده و در هم تنیده شد. او آنقدر منتقد سخت زمانهی خود بود که شعر صریح و روشن برایش خطر داشت. به هرحال، این شعر به حال ما صدق میکند. در افغانستان کنونی تحت تسلط طالبان، فعلا (یک نخود کلهها) با (دهمن یا دهسیر-دستارها) حاکم اند. می خواهند مردم را به عصر قرون وسطایی اروپا ببرند.
پیچه سفیدان قدیم، می گفتند که (بلا) یا آفت، وقتی از سری کسی پس شود، بر سر دیگری در جامعه خواهد خورد که این صاحب بلا، در اولین دیدار به دیدار او می رود. بسیار جالب است که وقتی متوجه می شوید که بلای تاریکی اروپا از سرش پس شد اما وقتی اولین دیدارش را با مسلمانها انجام داد، این بلای خانمان سوز جهالت را از آن روزگار تا این دم، در میان مسلمانها آوردند. بد است که به این عقاید ایمان داشته باشیم، اما آنقدرها هم بیجا و دروغ و افسانه نیست.
کمیتهی تحت عنوان کمیتهی شرعی در دانشگاهها از ملاها و مولویها جور کردند. این کمیته، تمام آثار و کنفرانسهای علمی که در جامعهی دانشگاهی نشر و پخش می شوند را زیر بررسی شرعی و دینی قرار می دهند. این ملاها و مولویها، فکر می کنم حتی خط را به مشکل می خوانند و در نوشتن آثار خیلی خیلی ضعیف اند. من تا هنوز یکی از آنها را ندیدم که معیارهای علمی را پوره کرده باشد و نوشتن و نویسندگی را بداند. بسیاریهای آنها با کیبود کمپیوتر آشنایی ندارند. نمی دانم چگونه حکم خواهند کرد.
متاسفانه امارت طالبانی در افغانستان، در تعیینات خود فقط می بیند که چند سال در مقابل رژیم قبلی جنگیدهاید. دیگر به هیچ معیاری درست توجه نمی کنند. نظر به آنکه پس از آمدن و به قدرت رسیدنشان در صفوف خود از مردم بیسواد و بی دانش بسیار زیاد جذب کرده اند، در میان خود یک فورمه پخش می کنند بنام فورمهي تصفیهی صفوف. ابتدا سوگند می خورند به تمام مقدسات دینی که راست بگویند و سپس این فورمه را تسلیم می توانند بگیرند. بعد در این فورمه سابقهی تروریستی و جنگی خود را در برابر رژیم سابق می نویسند. اگر کسی در میان شان سابقهی بالاتر از سهسال قبل از سقوط رژیم قبلی را نداشته باشد، از صفوف نظامی و از راس ادارات منفک میکنند. یعنی در صورتی که به عنوان نظامی باشند، یا به عنوان رییس در یک اداره باشند، منفک می شوند. اگر واسطه و رابطهی خوبتر با بزرگان خودشان داشته باشند، بعد به بستهای پایین تر از رییس و موقفهای فعلی شان تنزیل داده می شوند. جالب این است که فورمهی تصفیه صفوف را در ولایت پنجشیر توزیع نکردند. یا اینکه بسیار کم توزیع کردند. در آنجا بدون در نظر داشت سابقهی تروریستی شان مردم را جذب نیروهای نظامی خود می کنند.
جا دارد با این هم غافلگیرتان کنم که، ما قبلا هر روز در صبحها در همان اول وقت و حتی نیم ساعت قبل از رسمیات مکلف شدیم که به درسهای ارشاد و دعوت حضور پیدا کنیم، که حاضری اش، مهمتر از حاضری اصلی کاری ما است. در مورد حلقههای درسها باید برای تان بگویم که، در تمام ادارات دولتی به شکل خودشان، حلقات درسی از طرف امور ارشاد و دعوت (تفتیش عقاید) برگزار می شود. این حلقات برای هدایت کردن کارمندان اداری و نظامی است. آنها می خواهند مردمی را که از سیزدهصد سال قبل مسلمان بوده اند و اسلام را به هندوستان، چین و همه جای خراسان و حتی خاور دور رسانده اند را دوباره مسلمان کنند. احکام عبادات، معاملات فقهی و از جملهی مهمترین حلقهی آنها حلقهی درسی کتاب اطاعت از امیر است. منظور شان امیر امارت طالبانی شان است. بگذارید، شمارا شوکه کنم، این کتاب را مطالعه کردم، احساس کردم که امیر خود را به جای خداوند یکتا نشانده است. در آن کتاب گفته است، حتی اگر امر امیر خلاف دین اسلام هم باشد باید اطاعت شود. هیچ حکم در برابر حکم امیر قرار نگیرد. اطاعت از غیر امیر کفر تلقی می شود. امیری را که تصویرش را ندیده ایم، اگر از آن اطاعت نکنیم، در جملهی کفار محاسبه خواهیم شد و از نظر طالبان، واجب القتل خواهیم بود. (اگر حرفهای مرا باور نمی کنید، بروید این کتاب را مطالعه کنید). امیر اگر دیوانهی هم باشد باید از آن اطاعت شود. اینگونه می تواند سرنوشت میلیاردها مسلمان را به دست یک دیوانهی که در خفا از وجودش حتی مردم خبر ندارد و تصویرش را کسی ندیده است، بسپارند. می تواند این امیر یک نمایندهی استخبارات پاکستان باشد و مصالح مردم را اصلا نداند.
خبر خوشی که برای تان دارم این است که، اکنون من خلاف حکم امیر شان رازهای آنان را فاش کردم، ممکن است که از نظر شان واجب القتل باشم. از مردم هم می خواهم، سرکشی را آغاز کنند، چرا که، از کسی که در برابر احکام الهی حکم کند، سرکشی صواب دارد.