مولانا بحرالدین معروف به مولانا یکی از برجستهترین و در عین حال کمتوجهترین چهرههای تاریخ مبارزات چپ در افغانستان است.
او نه فقط یک رهبر سیاسی و اجتماعی بلکه نمونه ی از شجاعت، فداکاری و تعهد بیچون و چرا به آزادی و عدالت اجتماعی بود.
متأسفانه تاریخ رسمی و منابع موجود درباره زندگی و مبارزات ایشان نتوانستهاند آنگونه که شایسته اوست تصویر کامل و دقیقی ارائه دهند.
در بسیاری از منابع حتی نام ایشان به اشتباه ذکر شده و این خطا باعث شده که جایگاه واقعی او در جریان مبارزات سیاسی و چپ افغانستان کمتر شناخته شود.
این کمتوجهی تاریخی همچنین موجب شده که نسلهای بعدی یاران و پیروان او از آموزهها و تجارب ارزشمندش بهره کافی نبرند و مسیر مبارزاتی او بهطور کامل تحلیل و منتقل نشود.
مولانا در جریان مبارزات خود علیه استبداد سیاسی و تبعیضهای قومی نه تنها یک مبارز مسلح بلکه یک استراتژیست سیاسی بود که توانست ایدئولوژی چپ را با شرایط واقعی جامعه افغانستان پیوند دهد.
او با بینش و شهامت خود نشان داد که مبارزه علیه استبداد بدون آگاهی از واقعیتهای اجتماعی و بدون پذیرش خطرات شخصی نمیتواند موفق باشد.
مبارزات او در دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ و بهویژه قیام مسلحانه او در سال ۱۳۵۴ در درواز علیه حکومت داودخان نمونهای بینظیر از جسارت، تعهد و فداکاری در تاریخ افغانستان است.
این قیام نه تنها یک حرکت مسلحانه بود بلکه تلاشی سازمانیافته برای ایجاد عدالت و مقابله با ظلم و تبعیض قومی محسوب میشد.
نکته قابل توجه در مبارزات مولانا تلفیق مبارزه ایدئولوژیک و عملی بود.
او همزمان با تبلیغ اصول عدالت اجتماعی و آزادیهای سیاسی خود در میدان مبارزه حاضر میشد و با یاران نزدیک خود خطرهای مستقیم را به جان میخرید.
این ویژگی مولانا را از بسیاری از رهبران سیاسی آن دوره متمایز میکرد زیرا او تنها یک نظریهپرداز نبود بلکه عملگرایی را نیز با ایدئولوژی پیوند زده بود.
به همین دلیل تجربیات و اقدامات او هنوز هم برای هر فعال سیاسی یا اجتماعی در افغانستان امروز الهامبخش و آموزنده است.
کتاب دکتر سینا که به زندگی و مبارزات مولانا پرداخته اهمیت تاریخی و علمی خاص خود را دارد اما هنوز نمیتواند جایگاه کامل او را در تاریخ جنبشهای چپ افغانستان بهطور دقیق منتقل کند. آنچه در منابع موجود کمتر به آن پرداخته شده ابعاد انسانی و اخلاقی مولانا است شجاعت، فداکاری، پایبندی به اصول و ایمان عمیق او به عدالت اجتماعی ویژگیهایی بودند که نه تنها مبارزات او را متمایز میکردند بلکه تاثیر عمیقی بر یاران و نسلهای بعدی گذاشتند.
مولانا بحرالدین همچنین نماد مبارزه علیه استبداد قومی در افغانستان بود مسئلهای که از دیرباز یکی از چالشهای اساسی سیاست و جامعه این کشور بوده است.
او نشان داد که مبارزه علیه تبعیض قومی و سیاسی، بدون فداکاری و بدون حضور مستقیم در میدان مبارزه ممکن نیست و رهبران سیاسی باید نه تنها سخنرانی کنند بلکه با اعمال و اقدامات خود الگویی برای مردم باشند.
از منظر تاریخی مولانا یکی از معدود رهبران جنبش چپ افغانستان است که توانست هم مبارزه مسلحانه و هم مبارزه سیاسی و اجتماعی را بهطور همزمان پیش ببرد.
او نشان داد که برای دستیابی به آزادی و عدالت اجتماعی باید از ابزارهای مختلف استفاده کرد و هیچگاه از خطر و فشار نترسید.
شهامت و شجاعت او و یارانش برای هر مبارز آزادیخواه در افغانستان و حتی در سطح منطقه نه تنها الهامبخش بلکه راهگشا است.
اگر بخواهیم جایگاه مولانا را در تاریخ معاصر افغانستان ارزیابی کنیم میتوان گفت که او بهترین نمونه از ملاهای مبارز و رهبران چپ معاصر است. او نه تنها یک روحانی متعهد به دین بلکه یک رهبر اجتماعی و سیاسی تحولخواه بود که زندگی خود را وقف آزادی، عدالت و برابری اجتماعی کرد. اهمیت مولانا در این است که نشان داد مبارزه علیه استبداد و تبعیض، ترکیبی از بینش سیاسی، شجاعت فردی و تعهد اخلاقی است.
در نهایت، بررسی زندگی و مبارزات مولانا بحرالدین نشان میدهد که او نه تنها یک رهبر سیاسی، بلکه یک الگو و نمونه عملی از مقاومت و ایستادگی در برابر ظلم است.
تاریخ افغانستان بدون شناخت و تحلیل درست از نقش او ناقص خواهد بود و نسلهای آینده نمیتوانند از تجارب ارزشمند او در مسیر مبارزه برای عدالت اجتماعی بهرهمند شوند.
مطالعه و بازخوانی دقیق زندگی مولانا به ویژه در چارچوب جریان شناسی چپ افغانستان میتواند درسهای عملی و استراتژیک ارزشمندی برای فعالان سیاسی و اجتماعی امروز ارائه دهد.