اینجا پارک تهمینه است؛
تهمینه نامی ریشهدار در عمق تاریخ، ادبیات و اسطورهٔ این سرزمین است . نامی که از دل روایتهای کهن برآمده و با هویت فرهنگی مردم سمنگان پیوندی ناگسستنی دارد. تهمینه فقط یک اسم بر تابلو نیست؛ نَفَسِ حافظهٔ جمعی است، زبانِ مانا و ردّ پای زنانی که قرنها زیستهاند، صبور ماندهاند و روایت ساختهاند.
تهمینه برای زنان و دختران سمنگان، یادگار است و الگو؛ الگویی از جسارت، انتخاب و آگاهی زنانه، تهمینه در شاهنامه زنی خاموش و حاشیهنشین نیست؛ او منتظر نمیماند تا برایش تصمیم بگیرند، خود پیشقدم میشود، خود انتخاب میکند و سرنوشت خویش را آگاهانه رقم میزند. برای دختران این دیار، تهمینه نماد زنی است که در دل سنت، صدا دارد، اراده دارد و نقشساز است.
حذف نام تهمینه، در حقیقت حذف یک الگوی زنانه است؛ حذف امید از دل دخترانی که میخواهند خودشان باشند، نه آنگونه که برایشان تعریف میشود.
حذف نام تهمینه و عیب دانستن گذاشتن نام زن، تناقضی دردناک و آشکار است؛ که جماعت ریاکار، همان برنامهریزان زیرک بهظاهر دینمدار، هر روز دهها حدیث و نقلقول از همسران پیامبر و روایتهای دینی مرتبط با زنان صدر اسلام را بازگو میکنند. و نام آنان را بی هیج مشگلی میگیرند .این دوگانگی، بیش از هر چیز نشان میدهد که مسئله نه دین است و نه سنت؛ بلکه ترس از زنِ صاحبنام، زنِ صاحبهویت و زنِ دیدهشده است. زنی که نام دارد، روایت دارد و نمیخواهد محو شود.
اما این حذف، تنها متوجه زنان نیست. دشمنان تاریخ این ملک همانها که روزی بتهای بامیان را از حافظهٔ جهان زدودنداینجا نیز همان پروژه را دنبال کردهاند:
تخریب حافظه
نامهای تاریخی محلات سمنگان حذف یا تحریف شدهاند؛ گویی با پاککردن نامها میتوان گذشته را هم از میان برد.
امروز بهروشنی میبینیم که حذف زبانهای اوزبیکی و فارسی چه غوغایی برپا کرده است. حذف زبان، حذف چند واژه نیست؛ حذف انسان است. در روزهای گذشته، لوحههای شهری به زبان بومی پاک شد؛ اقدامی که شاید ساده جلوه کند، اما در حقیقت زخمی عمیق بر پیکر حافظهٔ شهری و هویت جمعی مردم ما است.
در کنار همهٔ اینها، خاموشانه بیشترین جنایتها بر مردم سمنگان روا داشته شده است: هزاران جریب زمین در ولسوالیهای حضرت سلطان و فیروز نخچیر از مردم بومی گرفته شد، «دولتی» اعلان گردید و سپس به دیگران واگذار شد. این فقط غصب زمین نبود؛ غصب ریشه، خاطره و حقِ ماندن در زادبوم بود.
نامهای مکانها و مناطق که زیبایی و هیبت تاریخ را در خود داشتند، درست مانند نام این پارک تفریحی یکییکی حذف شدند. حذف نامها یعنی حذف خاطره، و حذف خاطره یعنی هموارکردن راه حذف انسانها؛ بهویژه زنانی که نخستین قربانیان فراموشیاند.
از همینروست که امروز، خطاب من بیش از همه به نسل جوان، به دختران و پسرانی است که هنوز دل در گرو نامها دارند. نگذارید تاریختان آرام و بیصدا از زیر پایتان دزدیده شود.
نگذارید نامها را پاک کنند، زبانها را خاموش سازند و حافظهٔ جمعی را به فراموشی بسپارند. مقاومت همیشه فریاد و تفنگ نیست؛ گاهی با حفظ یک نام زن، یک تابلو، یک روایت آغاز میشود.
اگر امروز خاموش بمانیم، فردا شاید حتی نامی نمانده باشد که با آن، خودمان را صدا بزنیم.