وقتی در افغانستان از خشونت علیه زنان سخن میگوییم، نخستین تصویری که در ذهن ما شکل میگیرد، طالباناند: مردانی ریشدار، چرکین، عمامهپوش و شلاقبهدست که زیر نام «امر به معروف و نهی از منکر» زنان را در خیابانها تحقیر و سرکوب میکنند.
بیتردید طالبان یکی از زنستیزترین گروههای افراطی در جهاناند؛ گروهی که با صدور بیش از هفتاد فرمان محدودکننده، خشنترین نوع آپارتاید جنسیتی را در افغانستان برقرار کردهاند.
اما در کنار طالبان، نوع دیگری از زنستیزی نیز وجود دارد؛ زنستیزی پنهان، غیرسازمانیافته و دیجیتال. مردانی که شاید چهرهٔ خشن طالبان را ندارند، اما در شبکههای اجتماعی با زبان، تصویر و پیامهای تحقیرآمیز، زنان را هدف قرار میدهند.
به این گروه میتوان «اینسلها» گفت.
اینسل یعنی چه؟
«اینسل» (Incel) مخفف Involuntary Celibate به معنای «عزبِ ناخواسته» است؛ اصطلاحی که نخست در دههٔ ۹۰ میلادی برای توصیف تنهایی ناخواسته ساخته شد، اما بعدها معنایی بسیار منفی یافت. امروز این واژه به گروهی از مردان—عمدتاً در جوامع آنلاین—اشاره دارد که:
- خود را ناتوان از یافتن رابطهٔ عاطفی یا جنسی میدانند،
- زنان را مسئول این ناکامی تصور میکنند،
- از سرخوردگی و خشم، نگرشهای زنستیزانه بروز میدهند،
- و گاه به سمت ایدئولوژیهای افراطی، خشونتطلبانه یا نفرتمحور میروند.
یکی از ویژگیهای محوری اینسلها احساس قربانیشدن است. آنها باور دارند که زنان عمداً آنها را رد کردهاند و همین ردشدن، عامل «بیعدالتی جنسی» و تنهایی آنهاست.
در غرب، این گروه شناختهشده است و انجمنها و گروههای آنلاین مخصوص خود را دارند. اما در افغانستان کمتر کسی نام آنها را شنیده است. با این حال، نشانههای روشنی وجود دارد که نوعی از فرهنگ اینسلی در میان بخشی از کاربران مرد شبکههای اجتماعی در افغانستان در حال شکلگیری است.
بسیاری از این افراد، جوانان تحصیلکردهاند؛ اما با وجود تحصیلات، کمبود مهارتهای اجتماعی، انزوای طولانی و ناتوانی در برقراری رابطهٔ سالم باعث شده است که نتوانند شریک عاطفی یا جنسی پیدا کنند و این ناکامی را به «خطای زنان» نسبت دهند.
نتیجهٔ مستقیم این ذهنیت، بروز خشونت آنلاین است: از توهین و تحقیر گرفته تا تهدید، مزاحمت پیامکی، انتشار تصاویر زنان بدون اجازه و حملات جمعی در بخش کامنتها.
جالب آنکه در عمق روانی، میان اینسلها و افراطگرایان مذهبی شباهتهایی دیده میشود:
- هر دو گروه در محیطهای بهشدت مردانه رشد میکنند و احساس تنهایی و محرومیت دارند.
- هر دو، زنان را مقصر وضعیت خود میدانند:
- طالبان زنان را مسئول هبوط از بهشت و فساد اخلاقی معرفی میکنند،
- اینسلها زنان را مقصر تجرد و ناکامی عاطفی خود.
اما تفاوت مهم این دو در نوع خشونت است:
طالبان خشونت فیزیکی و ساختاری اعمال میکنند؛ اما اینسلها معمولاً خشونت کلامی، روانی و دیجیتال را به کار میبرند.
خلاصه اینکه خشونت علیه زنان در افغانستان تنها محصول طالبان نیست. شکلهای تازهتری از زنستیزی در فضای مجازی در حال رشد است؛ زنستیزیای که ریشه در ناامنی روانی، تنهایی، ناکامی عاطفی و ذهنیت قربانیبودن دارد.
اگر طالبان چهرهٔ خشن و رسمی زنستیزیاند، اینسلها چهرهٔ خاموش، پراکنده و اینترنتی آن هستند—اما هر دو، به یک اندازه در بازتولید خشونت علیه زنان سهم دارند.