امروز، سالروز فروپاشی رژیم کمونیستی و حکومت داکتر نجیبالله در افغانستان است؛ رویدادی که نهتنها پایان یک نظام سیاسی، بلکه آغاز مرحلهای دیگر از بیثباتی، آشوب و سرگردانی تاریخی در این سرزمین بود. این فروپاشی، همچون بسیاری از فروپاشیهای دیگر در تاریخ معاصر افغانستان، حامل یک الگوی تکرارشونده است: نظمی شکل میگیرد، بهتدریج فرسوده میشود، زیر فشارهای داخلی و بیرونی فرو میریزد، و بار دیگر جامعه از نقطهٔ صفر آغاز میکند. گویی تاریخ در افغانستان نه در خطی رو به جلو، بلکه در دایرهای بسته در حرکت است؛ دایرهای که در آن، هر پایان، آغاز یک بحران دیگر است.