در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم روزنامهنگاری در شرق پیشرفت چشمگیری داشت و روزنامهها، جرائد و مجلات زیادی در ایران، مصر، ترکیه و دیگر بلاد شرقی ظهور کرد. مصر در آن روزگار یکی از کشورهای به شمار میرفت که جمع زیادی از فرهنگیان را در آغوش خود داشت و کارهای فرهنگی در آن به سرعت در حال گسترش و افزایش بود. در مصر قرن نوزدهم و بیستم شماری از روزنامههای فارسی به نشر میرسید و ناشران پارسیزبان در این کشور نشریههایی داشتهاند. در این نوشته روزنامههای فارسی در مصر آن دوران را به معرفی میگیرییم.
۱- حکمت؛ نخستین روزنامه فارسی در مصر
این روزنامه در ۱۹ دسامبر ۱۸۹۲ م. کارش را آغاز کرد و به عنوان نخستین روزنامه فارسی در جهان عرب و به ويژه قاهره به شمار میرود. فعالیت این روزنامه به مدت ۱۹ سال ادامه یافت. میرزا محمد بیک تبریزی ملقب به زعیم الدولة مسؤولیت نشر این روزنامه را به دوش داشت. وی زمانیکه در استانبول پزشکی میخواند، با روزنامه اختر همکاری داشت و پس از مهاجرت به قاهره در سال ۱۸۹۱ م. با تلاشهای شخصی خود روزنامه حکمت را منتشر کرد. او تلاش میکرد به فارسی شیوا بنویسد و از ترکیبهای و ساختارهای عربی خودداری مینمود. این همه سبب گردید تا او مقالههای بلیغ و همزمان واضح و هشداردهنده بنویسد. نوشتههای او توجهی پارسیزبان را جلب نمود و از سوی آنها استقبال گردید.
روزنامه حکمت به عنوان روزنامهی خبری کار خود را آغاز کرد، اما با مرور زمان به نشر مقالات نیز پرداخت. حکمت در نشرات خود، اسلام و تشیع را تقویت مینمود و همچنان با مبشران مسیحی گفتوگو میکرد. زعیم الدولة طرفدار حضور بیگانهگان در ایران نبود و با سیاست استعماری روسیه و بریتانیا مبارزه میکرد.
در برخی شمارههای نخست حکمت، پارهای از متون کوتاه و اشعارعربی نیز به نشر رسیده است. زعیم الدولة از سوی علمای عرب احترام میگردید. او مقالاتی در باره ایران در مجلههای عربی از جمله «الهلال» نیز مینوشت. وی در سال ۱۹۱۴ م. در قاهره درگذشت.
۲- روزنامه ثریا
پس از چهار سال از نشر حکمت، روزنامه فارسی دیگری زیر نام ثریا در قاهره به کار آغاز کرد. این روزنامه را میرزا علی خان کاشانی و سید فرجالله حسینی، تاجر کاشانی مقیم مصر پایهگذاری نمودند. کاشانی در شمارهی نخست این روزنامه در سال ۱۸۹۸م. بیان نموده که هدف از تأسیس این روزنامه خدمت به میهن است. او میگوید: براساس جهانبینی غربی، معیار مدنیت و پیشرفت هر کشور نشر روزنامه است. بنابرین، گاهی قوت قلم برای فرزندان میهن راهگشا و سودمند است. او در باره انگیزه و اسباب نشر این روزنامه در مصر میگوید: آزادی مطبوعات در مصر، نشر اخبار صحیح و نزدیکی مصر به ایران از عوامل نشر این روزنامه در مصر است. او در سلسله نوشتههای زیر عنوان «گفتوگو» به موضوعات همچون: جهل، بیاطلاعی از اخبار، بیسوادی، بهرهجویی طبقه حاکم در ایران از اوضاع جاری پرداخته و از پایمال نمودن حقوق زنان به ویژه در عرصه آموزش نیز سخن گفتهاست.
پس از شماره ۲۷ در ۱۹ می سال ۱۹۰۰ م. و در پی اختلاف میان بنیانگذران این روزنامه، کاشانی تمامی حقوق این روزنامه را به حسینی واگذار کرد. گرچند حسینی تا سال ۱۹۰۱م. نشریات ثریا را ادامه داد، اما این روزنامه دیگر مثل گذشته نبود. به نظر بسیاری پژوهشگران ایرانی، هیچ نشریهای در زمان استبداد شاه به سطح روزنامه ثریا در زمان کاشانی وجود نداشت. حسینی پس از برگشت به ایران در سالهای ۱۹۰۳ تا ۱۹۰۶ م. مجددا در تهران و سپس در کاشان نشر ثریا را ادامه داد.
۳- روزنامه پرورش
میرزا علی خان کاشانی بیست روز پس از ترک کار در روزنامهی ثریا، در می ۱۹۰۰ م. با حمایت مالی شاعر و نویسندهی ایرانی، یحیی دولت آبادی روزنامه پرورش را نشر کرد. نشر پرورش دانشجویان و میهنگرایان ایرانی را خوشحال ساخت. محتوای روزنامهی پرورش شامل سخن نخست، اخبار خارجی و مقالات متنوع در عرصههای سیاست و جامعه در باره ایران میشد. این روزنامه بر نوسازی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در درون ایران تأکید میکرد. شماری به این باور اند که تأثیر این روزنامه همانند تأثیر روزنامهی قانون که از سال ۱۸۹۰ تا ۱۸۹۸ م. در لندن نشر میشد، بود. این روزنامه پس از شماره ۲۳ وارد ایران شد، اما پس از نوشتن مقالهای که در آن، میرزا علی خان سیاست صدر اعظم مظفر شاه را نقد کرد، نشر آن در این کشور ممنوع گردید. پس از این ماجرا، ده شماره دیگر این روزنامه نشر گردید و سپس بسته شد. پس از دو سال از بسته شدن این روزنامه، کاشانی به اثر بیماری درگذشت و در قاهره دفن گردید.
۴ – روزنامه چهرهنما
این روزنامه در اپریل ۱۹۰۴ م. در اسکندریه آغاز به فعالیت کرد و در ماه فبروری ۱۹۰۶ م. به دلیل آتشسوزی در چاپخانه آن به قاهره نقل مکان نمود. بنیانگذار و مدیر چهرهنما، میرزا عبدالمحمد ایرانی ملقب به مؤدب السلطان بود. این روزنامه سی و دو سال فعالیت کرد. پس از وفات بنیانگذار آن، پسرش سید مؤدبزاده ایرانی نشر این روزنامه را ادامه داد. چهرهنما از روزنامههای تأثیرگذار در اوضاع سیاسی، فکری و فرهنگی ایران به شمار میرود.
۵ – روزنامه کمال
۲۹ شمارهی نخست روزنامه کمال در ایران توسط میرزا حسین طیبزاده نشر شد. همچنان شمارهی ۲۹ این روزنامه در فبروری ۱۹۰۶ م. در شهر تبریز به نشر رسید. طیبزاده مدیر مکتب کمال در شهر تبریز بود و به همین دلیل نام این روزنامه را کمال گذاشت. پس از توقف نشریات این روزنامه و مصادره مکتب به دلایل سیاسی از سوی ارتش ایران، میرزا حسین مجبور شد مهاجرت کند و به مصر برود. در پایان سال ۱۹۰۶ م. روزنامه کمال فعالیت خود را در قاهره ادامه داد، اما ظاهرا به دلایل نامعلومی میرزا حسین در مصر چندان استقرار نداشت. از همینرو، پیش از اینکه یک سال از فعالیتهای مطبوعاتی وی در قاهره بگذرد، مجبور شد مصر را ترک کند و فعالیت روزنامه کمال را متوقف سازد.
۶ – روزنامه رستاخیز
نویسنده و شاعر ایرانی، عبدالله رازی روزنامه رستاخیز را در سال ۱۹۲۴ م. در قاهره تأسیس نمود. او در طول سه سال بهگونه غیر مرتب ۱۸ شمارهی این روزنامه را نشر کرد. این روزنامه به مباحث علمی، ادبی، اقتصادی و فلسفی میپرداخت و تلاش میکرد مفاهیم و ارزشهای زردشتی را احیا نماید. گفته میشود موضعگیریهای ضد اسلامی رستاخیز خشم و واکنش گستردهی علمای دین را برانگیخت و منجر به بسته شدن آن گردید.
۷ – روزنامه سودمند
پس از بستهشدن رستاخیز، عبدالله رازی در سال ۱۹۲۶ م. روزنامه سودمند را به عنوان یک روزنامه غیر سیاسی و غیر دینی نشر کرد. ۲۴ شمارهی این روزنامه نشر شد. از جمله این شمارهها، ۱۸ شماره در قاهره و ۶ شمارهی دیگر در تهران منتشر گردید. دفتر این روزنامه در پایان سال ۱۹۳۰ م. از قاهره به تهران منتقل گردید.[۱]
۱ – تلخیص و فشردهی مقالهی عربی «الصحف الفارسیة في مصر…» نوشتهی شکوه مقیمی، وبسایت عربی رصیف.