افغانستان، کشوری با تنوع قومی، فرهنگی و زبانی گسترده، همواره با چالشهای بسیاری در زمینه تقسیم قدرت و ثروت مواجه بوده است. از زمان شکلگیری دولت مدرن در این سرزمین، قومگرایی و تمایلات قومی نقش مهمی در سیاست و ساختار قدرت داشتهاند. این مسئله به ویژه در طول یکصد و پنجا سال گذشته به وضوح دیده میشود، جایی که قدرت به صورت غالب در دست قوم پشتون متمرکز شده و دیگر اقوام به صورت نمادین در ساختار قدرت حضور داشتهاند. در طول تقریبا یکصد و پنجا سال گذشته، پشتونها به طور نظاممند سهم دیگر اقوام را در قدرت و