اشرفغنی در هفتههای آخر زمامداریاش همیشه به طعنه از اماناللهخان یاد میکرد و میگفت که به رغم این که خودش را از دید فکری، وارث اماناللهخان و پروژهی مدرنیزاسون او میداند، اما مثل این شاه ترقیخواه در صورت شکست کامل، از کشور فرار نمیکند. از سخنانش این طور معلوم میشد که میخواهد خودش را به کشتن بدهد ولی فرار نکند. اما طوری که دیده شد و خودش هم به آن معترف است، فرار را به مرگ سرخ ترجیح داد. اگر فرار یک زمامدار را خروج پنهانی او از کشورش، بدون اطلاع عمومی، بدون استعفا و بدون این که این