چند روز پیش با جمعی از دوستان دربارهی ضرورت برگزاری «شب یلدا» گفتگو میکردیم. در میان بحث، یکی از دوستان جملهی تأملبرانگیزی گفت:
«برگزاری شب یلدا در عصر طالبان بر ما واجب است.»
این سخن بر دلم نشست. با خود اندیشیدم که آری، در شرایط کنونی، برگزاری شب یلدا تنها پاسداشت یک رسم کهن و یک امر نستالژیک نیست؛ بلکه شکلی از مقاومت فرهنگی در برابر تحجر و تعصب طالبانی است.
طالبان با خوانشی افراطی و تنگنظرانه از دین، با بسیاری از رسوم و عنعنات شناختهشدهی حوزهی تمدنی زبان فارسی سرِ ستیز دارند. یکی از این رسوم دیرپا، جشن «شب یلدا» یا «شب چله» است؛ شبی که آخرین شب خزان و درازترین شب سال بهشمار میرود.
از دیرباز، مردم افغانستان این شب را در خانههایشان با شاهنامهخوانی، مثنویخوانی، شعر، موسیقی و دورهمیهای دوستانه گرامی میداشتند. چیدن سفرههای پُرمیوه نیز بخشی جداییناپذیر از آیین یلدا بوده است؛ تربوز و انار، دو میوهای که بیش از همه در این شب حضور داشتهاند.
در سالهای جمهوریت، شماری از جوانان کوشیدند این جشن را از فضای خصوصی خانهها به حوزهی عمومی بیاورند و با برگزاری برنامههای جمعی، آن را اجتماعیتر و فراگیرتر سازند. اما با سلطهی طالبان، برگزاری شب یلدا در فضای عمومی ممنوع شد؛ هرچند هنوز بسیاری از مردم در خلوت خانهها از آن تجلیل میکنند.
طالبان با استناد به خوانشی افراطی از اسلام، برگزاری شب یلدا و جشن نوروز را «حرام» میدانند و آنها را به آیین زرتشتی نسبت میدهند. این در حالی است که این مناسبتها در سراسر تاریخ خراسان اسلامی، هم در میان مردم و هم در دربارها گرامی داشته میشد و از سوی علمای بزرگ آن دوران نیز با مخالفت جدی روبهرو نبود.
جشن گرفتن شب یلدا در عصر حاکمیت طالبان، دستکم دو معنا دارد:
نخست، پاسداشت رسوم و عنعنات پسندیدهی نیاکان؛
و دوم، مقاومت در برابر تفکر افراطی و حذفگرای طالبانی.
مقاومت تنها به معنای جنگ مسلحانه نیست؛ بلکه هر نوع ایستادگی در برابر استبداد، تحجر و افراطیت را در بر میگیرد. گاه این نوع مقاومتهای فرهنگی و مدنی، از جنگ مسلحانه نیز کارآمدتر و ماندگارتر بودهاند.
نمونهی روشنی از کارآمدی مقاومت فرهنگی، «انقلاب آواز» در استونی است. این کشور که دههها تحت اشغال اتحاد جماهیر شوروی قرار داشت، در اواخر دههی ۱۹۸۰ با تکیه بر مبارزات مدنی و حفظ آیینهای فرهنگی خود، بهویژه آواز و موسیقی ملی، مسیر استقلال را هموار کرد. گردهماییهای آوازخوانی مردم به نماد اعتراض و همبستگی بدل شد و بدون توسل به خشونت، یکی از نمونههای موفق مقاومت فرهنگی در تاریخ معاصر را رقم زد.
از یادآوری این تجربه میتوان دریافت که نقش مقاومت فرهنگی در تضعیف و حتی براندازی رژیمهای استبدادی را نباید دستکم گرفت. برگزاری شب یلدا در عصر حاکمیت طالبان نیز میتواند شکلی از چنین مقاومتی باشد؛ مقاومتی که هم پاسداری از هویت و تاریخ است و هم ایستادگی در برابر قرائت افراطی از دین.
این مقاومت، در حقیقت ایستادن در برابر ظلم و ستم است. امام ابوحنیفه (رح) ایستادگی در برابر ظلم را مصداق «امر بالمعروف» میدانست و امر بالمعروف، امری واجب است.
پس بیراه نیست اگر بپذیریم که:
«برگزاری شب یلدا در عصر حاکمیت طالبان، واجب است.»