ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان، در واکنش به تهدیدات نظامی آمریکا علیه ایران، با لحنی محتاطانه اعلام کرد که «مردم افغانستان» در صورت درخواست تهران، برای «همدردی و همکاری» در حد توان آماده هستند . این اظهارات در حالی بیان میشود که وی از یک سو ایران را «برحق» دانسته و توانایی اش برای پیروزی در برابر آمریکا را تایید میکند ، اما از سوی دیگر با بکارگیری ضمیر «مردم افغانستان» به جای «حکومت طالبان» و تاکید مکرر بر عدم تمایل به جنگ، نوعی فاصلهگذاری حسابشده با موضعی عملی نشان میدهد. این اظهارنظر دوپهلو، بیش از آنکه اعلام همبستگی واقعی با ایران باشد، یادآور تناقضهای تاریخی و منافع پیچیده این گروه در قبال غرب است.
ژست مبارزهگرایانه یا واقعیت همکاری پنهان؟
اظهارات مجاهد اگرچه در نگاه اول موضعی مثبت در قبال ایران تلقی میشود، اما سوال اساسی اینجاست که طالبان به عنوان یک گروه، نه مردم افغانستان، چه نقشی در این معادله ایفا خواهد کرد؟ این گروه همواره مدعی مبارزه ۲۰ ساله با اشغالگران آمریکایی بوده است . یعنی طالبان که خود را مخالف اشغالگری می دانند؛ به دلایل روابط پنهان و پیچیده با امریکا و غرب از بیان یک موضع قاطع و رسمی در حمایت از تهران طفره میروند.
البته نقش زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه پیشین آمریکا در امور افغانستان، به عنوان حلقه اتصال تاریخی واشنگتن با طالبان، بر کسی پوشیده نیست. او که سابقه همکاری با شرکت نفت یونیونال (UNOCAL) را در دهه ۱۹۹۰ برای مذاکره با طالبان بر سر ساخت خط لوله گاز دارد ، معمار توافق ۲۰۲۰ بود که به خروج نیروهای آمریکایی انجامید. این توافق نه فقط یک آتشبس، که سرآغاز مشروعیتبخشی بینالمللی به طالبان بود. امروز هم او رابط اصلی طالبان و امریکا است. فراموش نکنیم که خلیل زاد خود وابسته به جناح جمهوری خواه امریکا است و مواضع ضد ایرانی واضح دارد.
بستههای هفتگی؛ کمک بشردوستانه یا هزینه وفاداری؟
ابهام در موضعگیری طالبان در برابر تهدیدات علیه ایران، زمانی معنادارتر میشود که به جریان مستمر کمکهای مالی واشنگتن به کابل نگاه کنیم. در ۴ سال گذشته میلیاردها دالر در بسته های ۴۰ تا ۸۰ میلیون دالری از سوی امریکا به طالبان کمک شده است. همچن چند روز پیش، در آخرین مورد امرالله صالح، معاون اول رئیسجمهور پیشین افغانستان، فاش کرد که آچامریکا در تاریخ ۹ فبروری ۲۰۲۶، مبلغ ۴۰ میلیون دالر پول نقد را از طریق یک شرکت هواپیمایی تازهتأسیس ازبکستانی به کابل منتقل کرده است . به ادعای او، این شرکت که «اسکای گارد» نام دارد، به عنوان بازوی شرکت آمریکایی AerSale فعالیت میکند و به طور منظم محمولههای دلاری برای طالبان ارسال مینماید .
حالا این مسئله؛ این سوال را ایجاد میکند که آیا طالبان میتواند در یک درگیری تمامعیار، در برابر همان کشوری بایستد که بودجه ماهیانه اش را تامین میکند؟ هرچند مقامات آمریکا و طالبان این موضوع را تکذیب میکنند، اما وجود چنین اخباری در فضای رسانهای افغانستان، اعتماد به شعارهای ضدآمریکایی این گروه را به شدت خدشهدار میکند.
همدردی قابل تأمل نیست
البته اظهارات دوپهلوی مجاهد را باید در چارچوب منافع آنی طالبان تفسیر کرد. این گروه نیازمند تعامل اقتصادی با ایران به عنوان یکی از مهمترین شرکای تجاری و راه ترانزیتی افغانستان است. با توجه به تنش طالبان با پاکستان و مسدود شدن مرزها امروز طالبان بیشتر از گذشته به تجارت با ایران نیاز دارند. بنا تنها نگاه و نگرش طالبان به ایران از منظر قابل توجه است و بس. در مسایل دیگر طالبان نشان داده که هیچ همسویی با ایران ندارد.
یک نمونه آن دو نشستی است که در ماه های گذشته ایران میزبانی کرد و با وجود دعوت از طالبان اما این گروه بر خلاف نشست های مرتبط با افغانستان در کشورهای دیگر؛ از شرکت ابا ورزیدند. بنابراین، سخنان اخیر یخنگوی طالبان را میتوان تلاشی برای حفظ حسن همجواری با تهران و جلوگیری از تنش در مرزها دانست، نه یک اتحاد استراتژیک و یا همکاری که ادعا می شود.
در نهایت، بخشیدن از کیسه مردم و اعلام اینکه مردم افغانستان آماده همکاری و «همدردی» با ایران در برابر تهدید آمریکا است این مسئله مربوط به خود مردم افغانستان و قطعا آنان در کنار ایران خواهند بود و اما سواستفاده طالبان از این موضوع قابل قبول نیست. اگرچه از زبان سخنگوی طالبان جالب توجه است،
با این حال؛ این موضعگیری دوپهلو، نشاندهنده رویکرد گروهی است که هنوز نتوانسته هویت واقعی خود را میان گذشته جهادی، روابط پنهان با غرب و منافع اقتصادی منطقهای تبیین کند.
مردم افغانستان بدون شک در کنار ایران خواهند ایستاد، اما این سوال بیپاسخ مانده که آیا طالبان به عنوان یک قدرت سیاسی، حاضر است منافعش در قبال واشنگتن را برای این همبستگی به خطر بیندازد؟ تجربه تاریخی و جریانهای مالی پنهان، پاسخ منفی به این پرسش میدهد.