مذاکراتی که بنا به خواهش آمریکا،بین آن کشور و ایران در پاکستان دایر گردیده بود بدون توافق به پایان رسید.
دلیل اصلی شکست مذاکرات،زیاده خواهی های آمریکایی ها در مذاکرات بوده،درخواست های انها بیشتر شبیه شرایط تسلیم بود تا پیشنهادات دیپلماتیک. وقتی واشنگتن این نشست را «آخرین شانس» معرفی کرده بود، این خود نشانهای از عدم تمایل به مذاکره واقعی از طرف انها تلقی میگردد. چنین رویکردی با منطق دیپلماسی سازگار نیست و عملاً امکان رسیدن به توافق را از بین میبرد. در حقیقت آمریکایی ها تلاش میکردند اهدافی را که در جنگ برای بدست آوردن آن ناکام ماندند، از مسیر مذاکره به آن دست پیدا کنند.
اما همانطور که در میدان نظامی با ستون بتونی از جوانان سلحشور ایرانی مواجه شدند، در روند مذاکرات هم با تیمی دیپلماتیک که سرشار از روحیه جهادی و انقلابی بودند مواجه شدند.
تحلیلگران نظامی مانند مارتیانوف معتقدند آمریکا با حریفی مواجه شده که «بلد است جواب بدهد» و همین امر باعث تحقیر راهبردی واشنگتن شده است.
ایران همچنان کنترل تنگه هرمز را در دست دارد؛ موضوعی که دیویس نیز بر آن تأکید میکند. این کنترل به معنای فشار اقتصادی مستقیم بر آمریکا و جهان است:
– افزایش قیمت نفت
– کمبود کود شیمیایی
– اختلال در زنجیره تأمین جهانی
این شرایط باعث شده واشنگتن در موقعیتی قرار گیرد که اهرمهای فشارش محدودتر از آن چیزی باشد که تصور میکرد.
برخی تحلیلگران هم مانند الکس جونز معتقدند سیاست آمریکا در این بحران تحت تأثیر مستقیم اسرائیل قرار دارد و این وابستگی، امکان اتخاذ تصمیمات مستقل و واقعبینانه را از واشنگتن گرفته است.
در چنین فضایی، طبیعی است که ایران نسبت به نیت واقعی آمریکا تردید داشته باشد.
بعلاوه این چالش تیم اندرسون، تحلیلگر استرالیایی، معتقد است دلیل شکست مذاکرات «تکبر و حرص بیش از حد آمریکا» می باشد. این ارزیابی با گفتههای مقامات ایرانی نیز همخوانی دارد؛ جایی که تهران از «درخواستهای افراطی و غیرقانونی» آمریکا سخن میگوید.
در نتیجه مهمترین دلایل شکست مذاکرات را میتوان در کلیدواژه های زیر جستجو کرد:
– آمریکا بهجای مذاکره، اولتیماتوم ارائه کرد.
– ایران با توجه به شرایط میدانی، نیازی به پذیرش شروط تحمیلی نمیدید.
– رژیم صهیونیستی با اقدامات تحریکآمیز، عملاً مسیر گفتوگو را تخریب کرد.
– فشارهای داخلی آمریکا، واشنگتن را به سمت تصمیمات شتابزده و غیرواقعی سوق داد.
– توازن قدرت در میدان جنگ و اقتصاد جهانی، به نفع ایران تغییر کرده بود.