بهمناسبت پنجاه و چهار مین سالروز در گذشت علامه مولانا محمد سلیم طغرا
بر بنیاد گزارشها، زمانی که امیر عبدالرحمان خان از بخارا به بدخشان بازگشت و به قدرت رسید، برای تحکیم پایههای حاکمیت خود، سیاست «استبداد آهنین» را در پیش گرفت. او شمار زیادی از شخصیتهای بانفوذ بدخشان را به مناطق دوردست تبعید کرد تا از مردم و روند تصمیمگیری دور نگه داشته شوند. این موارد در آثار تاریخی از جمله «افغانستان در پنج قرن اخیر» اثر میر محمد صدیق فرهنگ و «نگاهی به عهد سلطنت امانی از شهید رسید رسول آغا» به نقل از «سراجالتواریخ» ذکر شده است.
پس از قتل میرجهاندارشاه، مردم بدخشان به دو دسته تقسیم شدند: گروهی طرفدار او و امیر عبدالرحمان خان، و گروهی دیگر حامی اسکندرخان بودند. میرجهاندارشاه که حاکم بدخشان بود، دخترش را در بخارا به نکاح امیر عبدالرحمان داده بود و به همین دلیل، پس از به قدرت رسیدن امیر، بهعنوان حاکم بدخشان منصوب شد. با این حال، امیر مخالفان سیاسی خود را از طریق شبکههای جاسوسی شناسایی و یا تبعید و یا بهشدت سرکوب میکرد.
در همین راستا، شماری از بزرگان و علمای دینی بدخشان، از جمله ملا آدینه محمد (پدر علامه طغرا)، به ولایت غزنی تبعید شده بود. ملا آدینه محمد سالها در آنجا زندگی کرد و با دختری از خانوادهای بانفوذ غزنی ازدواج نمود که حاصل آن دو فرزند بود. علامه طغرا در کودکی پدر خود را از دست داد و مادرش با ملا محمد رحیم راغی (یکی از تبعیدیان) ازدواج کرد.
با روی کار آمدن امیر حبیبالله خان، تبعیدیان اجازه بازگشت یافتند و ملا محمد رحیم به بدخشان بازگشت. در سال ۱۲۸۲ خورشیدی، قحطی و خشکسالی شدید در بدخشان رخ داد. در این شرایط دشوار، علامه طغرا در سن ۱۲ سالگی به کار مزدوری گماشته شد و مدت یک سال، با تحمل رنجهای فراوان، به چوپانی پرداخت. او روزها با گرسنگی و سختی کار میکرد و شبها خسته و کوفته به خانه بازمیگشت و حتی مورد خشونت خانم خانه نیز قرار میگرفت.
با وجود این سختیها، نبوغ و استعداد شگفتانگیز او بهتدریج نمایان شد و مورد توجه اطرافیان قرار گرفت. سرانجام یکی از کاکاهایش او را برای تحصیل به منطقه «سیبدره» در کولاب نزد داملا حیدر فرستاد. علامه طغرا در مدت سه سال، علوم دینی و فنون ادبی را بهخوبی فرا گرفت و از همسنوسالان خود پیشی گرفت. پس از آشفتگیهای سیاسی بخارا، وی به زادگاهش بازگشت و سپس برای ادامه تحصیل به مناطق مختلفی چون فیضآباد، ارگو، درایم، جرم، وردوج، تالقان، نهرین، تاشقرغان، درهصوف و ایبک سفر کرد و در نهایت به هند رفت. در هند نزد مولانا بهادرخان مارتون بهصورت تخصصی در رشتههای منطق، فلسفه و حکمت تحصیل کرد. در آن زمان، هند بهعنوان مرکز مهم علوم دینی و عصری شناخته میشد و بسیاری از دانشجویان از مناطق مختلف افغانستان به آنجا میرفتند. علامه طغرا پس از فراغت، به افغانستان بازگشت و در خانآباد به تدریس پرداخت. سپس به بدخشان دعوت شد و در منطقه یاوان راغ، حلقات درسی خود را تأسیس کرد که مورد استقبال گسترده دانشجویان قرار گرفت.
در دوران امیر حبیبالله خان، با شکلگیری نهضت مشروطیت، برخی از علما و روشنفکران به فعالیتهای اصلاحی و انتقادی روی آوردند؛ این وضعیت سبب ایجاد فضای بیاعتمادی میان علمای دینی و مشروطه خواهان شد که در دورههای شاه امان الله خان نیز با شدت و حدت بیشتری ادامه یافت. اما محمد ظاهرشاه بهقول استاد عبدالستار سیرت که شخصیت حلیم، مهربان و شاه خوش ذوق و فرهنگ و هنر دوست بود، برای مدیریت این وضعیت، نهادی بهنام «جمعیتالعلماء» را تأسیس کرد.
در سال ۱۳۲۸ خورشیدی، علامه طغرا به نمایندگی از علمای بدخشان به کابل دعوت شد و در محافل علمی و فرهنگی شرکت کرد. سخنرانیها، تحلیلها و اشعار او باعث شهرت بیشترش شد و مورد توجه شخصیتهای علمی و فرهنگی برجسته قرار گرفت. علامه صلاحالدین سلجوقی در وصف او گفته است که اگر ارسطو یک راه در فلسفه پیموده باشد، مولانا طغرا هزاران راه دیگر را کشف کرده است. وی همچنین او را در علم منطق و فلسفه «بحری بیکران» توصیف کرده است. از ویژگیهای برجسته علامه طغرا، استقلال فکری او بود؛ چنانکه در تدریس، پس از بیان نظریات فلاسفه بزرگی چون ابنسینا، فارابی، ملاصدرا و ارسطو، دیدگاههای خود را نیز با صراحت مطرح میکرد.
آثار علمی او شامل:
شرح «بدیعالمیزان» در علم منطق (غیرمطبوع)
شرح اشعار بیدل
شرح اشعار مولانا جلالالدین بلخی
مجموعه اشعار
در شعر و نثر، او از ذوق ادبی والایی برخوردار بود و نوشتههایش نشاندهنده عمق اندیشه و لطافت بیان اوست.
سرانجام، این اندیشمند بزرگ در تاریخ ۶ ثور ۱۳۵۱ خورشیدی درگذشت. هرچند بسیاری از آثار او هنوز در دست رس نمانده است، اما همان مقدار موجود و نقل قولهای او نیز گویای جایگاه بلند علمی و فکری این فرزند فرزانهای بدخشان است.
امید است پژوهشگران با بررسی دقیقتر آثار و اندیشههای او، زمینه شناخت بهتر این شخصیت برجسته را فراهم سازند و از میراث فکری او در جهت ترویج اعتدال، عقلانیت، همدلی و همزیستی و دوری از افراط و تفریط، بهره گیرند.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
منابع:
از کتابهای زیر در تهیه و ترتیب این نبشته استفاده شده است:
۱- سید رسول، نگاهی به عهد سلطنت امانی، [پشاور] : اتحاد اسلامی مجاهدین افغانستان، ۱۴۰۵ [۱۳۶۳.
۲- صدیق فرهنگ، افغانستان درپنج قرن اخیر،۱۳۷۳.
۳- صاحب نظر مرادی، بدخشان درتاریخ، انتشارات خیام در شهرکابل: ۱۳۸۸.)
۴- کمال الدین غبرا،علامه مولانا محمد سلیم طغرا، بنگاه انتشارات میوند،۱۳۸۶
۵- عبدالحی حبیبی، جنبش مشروطیت، چاپ سال ۱۳۶۴.
۶- پروفیسور عبدالستار سیرت، با شاهدان صحنه تاریخ، حلقه پنحم، خواجه بشیراحمد انصاری.
۷- شهید استاد برهان الدین ربانی، آرشیف تلویزیون نور، درسهای عقیدتی و سیاسی، سال:۱۳۸۹.