در روزهای اخیر، اظهارات امانالدین منصور، استاندار تاجیکتبار طالبان در هلمند، بار دیگر نشان داد که نارضایتی مردم افغانستان از حکومت طالبان به سطحی بیسابقه رسیده است. او در یکی از سخنرانیهایش اعتراف کرده که مردم از او میپرسند طالبان چه وقت میروند. این جمله کوتاه اما بسیار معنادار است؛ زیرا نشان میدهد که حتی در مناطق تحت کنترل کامل طالبان نیز مردم دیگر امیدی به اصلاح وضعیت ندارند و چشمانتظار پایان این حاکمیت هستند. پرسش اساسی این است که چرا مردم تا این اندازه برای رفتن طالبان لحظهشماری میکنند؟ آیا سیاستهای سرکوبگرانه، تعصب قومی و مذهبی، محدودیتهای شدید اجتماعی و بحران اقتصادی عامل اصلی این نارضایتی نیست؟
۱. حکومت بر پایه ترس، نه رضایت مردم
یکی از مهمترین دلایلی که باعث شده مردم افغانستان از طالبان بیزار شوند، نوع حکمرانی این گروه است. طالبان نه با رأی مردم به قدرت رسیدهاند و نه تلاشی برای جلب رضایت عمومی انجام دادهاند. حکومت آنها بر پایه ترس، سرکوب و محدودیت شکل گرفته است. گزارشهای متعدد از شکنجه، بازداشتهای خودسرانه و تعقیب فعالان مدنی نشان میدهد که فضای کشور به شدت امنیتی شده است.
مردم زمانی از یک حکومت حمایت میکنند که احساس امنیت و عدالت داشته باشند؛ اما وقتی مردم هر روز نگران بازداشت، تهدید یا سرکوب باشند، طبیعی است که برای پایان چنین وضعیتی لحظهشماری کنند. بسیاری از شهروندان افغانستان امروز احساس میکنند نه تنها آزادی ندارند، بلکه حتی امنیت اولیه نیز از آنها گرفته شده است.
۲. محدودیتهای شدید بر زنان و دختران
یکی از بزرگترین دلایل نارضایتی عمومی، سیاستهای طالبان در برابر زنان است. ممنوعیت آموزش دختران، محدودیت کار زنان و حذف آنها از زندگی اجتماعی، نه تنها نیمی از جامعه را از حقوق انسانی محروم کرده، بلکه زندگی میلیونها خانواده را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
وقتی مادران، دختران و خواهران نتوانند درس بخوانند یا کار کنند، این فقط یک مشکل اجتماعی نیست؛ بلکه به یک بحران ملی تبدیل میشود. بسیاری از خانوادهها امروز احساس میکنند آینده فرزندانشان نابود شده است. این وضعیت باعث شده حتی کسانی که در ابتدا نسبت به طالبان بیطرف بودند نیز اکنون از این حکومت ناراضی باشند. مردم بهخوبی میدانند که کشوری که زنان در آن حذف شوند، نمیتواند آیندهای روشن داشته باشد.
۳. بحران اقتصادی و بیکاری گسترده
عامل مهم دیگر در افزایش نارضایتی مردم، وضعیت وخیم اقتصادی است. پس از روی کار آمدن طالبان، بسیاری از فرصتهای شغلی از بین رفت، سرمایهگذاریها متوقف شد و بازار کار به شدت کساد شد. کارمندان دولت، کارگران، تاجران و حتی کشاورزان با مشکلات جدی روبهرو شدهاند.
مردم وقتی نتوانند کار کنند، درآمد نداشته باشند و آینده اقتصادی روشنی نبینند، طبیعی است که از حکومت ناامید شوند. بسیاری از جوانان امروز فقط به فکر مهاجرت هستند، زیرا احساس میکنند در افغانستان تحت حاکمیت طالبان هیچ امیدی برای پیشرفت وجود ندارد. این ناامیدی اقتصادی یکی از اصلیترین دلایلی است که باعث شده مردم از ادامه این وضعیت خسته شوند.
۴. حکومت انحصاری و تعصب قومی
یکی دیگر از عوامل مهم بیزاری مردم، انحصاری بودن ساختار قدرت در طالبان است. بسیاری از اقوام و گروههای اجتماعی احساس میکنند در ساختار حکومت جایگاهی ندارند. وقتی مردم احساس کنند که حکومت متعلق به همه نیست و فقط یک گروه خاص قدرت را در دست دارد، طبیعی است که اعتماد عمومی از بین میرود.
تعصب قومی و حذف دیگران از قدرت، نه تنها وحدت ملی را تضعیف کرده، بلکه شکافهای اجتماعی را نیز عمیقتر کرده است. این وضعیت باعث شده مردم به این نتیجه برسند که طالبان نه یک حکومت ملی، بلکه یک حکومت انحصاری است که به خواست همه مردم توجهی ندارد.
فرجام سخن اینکه؛
اظهارات امانالدین منصور درباره پرسش مردم مبنی بر زمان رفتن طالبان، نشانهای روشن از نارضایتی عمیق در جامعه افغانستان است. سرکوب سیاسی، محدودیتهای شدید اجتماعی، بحران اقتصادی، حذف زنان از جامعه و حکومت انحصاری، همگی عواملی هستند که باعث شده مردم دیگر امیدی به ادامه این وضعیت نداشته باشند.
امروز بسیاری از شهروندان افغانستان نه به دنبال تغییرات کوچک، بلکه به دنبال پایان کامل این وضعیت هستند. وقتی مردم برای رفتن یک حکومت لحظهشماری میکنند، این یعنی شکاف میان حکومت و جامعه به مرحلهای رسیده که ادامه آن بسیار دشوار خواهد بود. آینده افغانستان بدون آزادی، عدالت و مشارکت همه مردم قابل تصور نیست، و به همین دلیل است که بسیاری از مردم آرزو میکنند روزی برسد که کشورشان دوباره به مسیر عادی و انسانی خود بازگردد.