از دیرباز تاکنون، در تمامی جنگها، در کنار سپاهیان و نظامیان، گروهی از اهل قلم و سخنوران نیز حضور داشتهاند. اگر رسالت رزمندگان جنگیدن است، وظیفه نویسندگان و شاعران روایتگری و برانگیختن احساسات مردمان است.
در میدان جنگ، آنگونه که شمشیر و خمپاره کارساز است، روایت نیز ضرورتی انکارناپذیر دارد. چرا که یک روایت خوب، دقیق و سنجیده، به تعبیر فردریک دبلیو میر، استاد علوم سیاسی دانشگاه دوک، میتواند مخاطب را افسون کرده و بر آن تأثیر بگذارد تا:
۱) باورهایی نوین را بپذیرد؛
۲) هویتی تازه اختیار کند و با قهرمانان داستان همذاتپنداری نماید؛
۳) و سرانجام، نقش همان قهرمانان را ایفا کرده و دست به عمل بزند.
در روزهایی که جمهوری اسلامی ایران درگیر جنگی همهجانبه با رژیم صهیونیستی است، میبینیم که اهل قلم و رسانه، در دو سوی نبرد، بیکار ننشسته و در حال روایتسازیاند.
گرچه از روایت صهیونیستها آگاهی ندارم، اما در این سوی میدان، شماری از نویسندگان و شاعران سرشناس ایرانی، در تلاشاند با بهرهگیری از داستانهای حماسی شاهنامه فردوسی، پیوندی تازه میان ایرانیان امروز و قهرمانان اساطیری ایران باستان پدید آورند؛ پیوندی که هویت ملی و حس قهرمانی را برمیانگیزد.
در همین راستا، یادداشتی از محمدرضا شفیعی کدکنی، شاعر بلندآوازه و استاد دانشگاه تهران، در یکی از کانالهای تلگرامی دیدم که به روشنی بیانگر این نگاه است. او مینویسد:
> «مهیبترین نمود اهریمنی، هجوم انیران (غیرایرانیان) به سرزمین ایران است، و والاترین و مقدسترین وظیفهی اهورایی، پایداری ایرانیان در برابر تهاجم بیگانگان و نگهبانی از آزادی و استقلال سرزمین و مردم خویش.
شاهنامه سرگذشت این پایداریها و تجلی روح ملی ایران و بیان آرمانهای جاودانهی ایرانیان است.»
حسن انصاری، پژوهشگر برجستهی دیگر ایرانی، نیز همین روایت را پیش میکشد و مینویسد:
> «مردم ایران در طول تاریخ هزاران ساله، بارها تجاوز دشمنان را به خاک پاکشان تجربه کردهاند. حماسههای مقاومت و دلاوری ایرانیان در برابر این تهاجمات، در شاهنامهی فردوسی به زیبایی روایت شده است.
امروز، روح فردوسی نظارهگر ماست و نگران سرنوشت میهن عزیز.»
شاهنامه، این اثر سترگ و کهن، بیش از هزار سال قدمت دارد و از آن بهعنوان سند ملی ایرانیان و فارسیزبانان یاد میشود. شاهنامه، همچون ایلیاد و اودیسهی یونانیان یا مهابهاراتا و رامایانای هندیان، در شمار بزرگترین حماسههای جهان قرار دارد.
این کتاب حاوی بیش از پنجاه هزار بیت شعر است که از دلاوریها و قهرمانیهای شخصیتهای اساطیری و تاریخی ایران، از دوران پیشدادیان تا عصر سامانیان، حکایت میکند.
ایرانیای که شاهنامه میخواند، با قهرمانان تاریخ و اسطورههای سرزمین خود همنفس میشود، حس میهندوستی و دلیری در او میجوشد، و آماده میگردد تا در راه وطن جانفشانی کند.
اینکه امروز شاعران و نویسندگان ایرانی با یادآوری داستانهای حماسی شاهنامه میکوشند حس قهرمانی و همبستگی ملی را در دل ایرانیان برانگیزند، خود گواهیست روشن بر جایگاه بیبدیل این کتاب در فرهنگ و هویت ایرانی.
راستی چه نیکو گفتهاند:
> هر آنکس که شاهنامهخوانی کند
اگر زن بُوَد، پهلوانی کند.