جهاد افغانستان یکی از رویدادهای مهم در تاریخ معاصر افغانستان و جهان است. تأثیرات و پیامدهای این جنگ تنها به افغانستان باقی نماند، بلکه به نقاط دیگر جهان نیز رسید. این جنگ با تجاوز روسها به شکل جدی آغاز یافت و تا خروج آنها ادامه داشت. با مسامحه میتوان سالهای جنگ در برابر حکومت داکتر نجیبالله پس از خروج روسها را هم ادامهی روند جهاد در افغانستان دانست. مجاهدین افغانستان پس از چهارده سال جنگ در برابر قوای شوروی و متحدان آن در افغانستان، توانستند موفقیتهای زیادی به دست آورند و سرانجام شوروی را مجبور به ترک کشور نمایند. اما پس از خروج روسها، جنگ جدیدی درگرفت و فتنههای خاموش بیدار گردید و کشور وارد مرحلهی تازهای از درگیریهای خانمانسوز شد. داستان جهاد افغانستان مفصل است و اما در بارهی پیامدهای این دوره در سطح جهان و افغانستان کم گفتهاند و یا کمتر توجه نمودهاند. طبق معمول خیلی اوقات برخورد ما با رویدادهای و موضعگیریهایی ما در باره آن آمیختهای با چاشنی احساسات، علائق گروهی، مرزکشیهای سمتی و قومی، گزینشی و سطحی بودهاست. ما کمتر به عوامل، ریشهها و پیامدهای رویدادها میپردازیم و بیشتر نسبت به عمق، مشغول سطح رویدادها هستیم.
آغاز جهاد افغانستان
زد و بندها و کشمکشها میان احزاب سیاسی و گروههای مختلف اعم از چپها و راستها در اواخر سلطنت محمد ظاهر شاه آغاز گردید. آنزمان در سایهی آزادیهای دوران موسوم به «دهه دمکراسی» احزاب مختلف فعالیت مینمودند و برای جلب و جذب نیروهای جدید تلاشهای گسترده میکردند. در دانشگاهها و محافل علمی، فرهنگی، ادبی و سیاسی آن دوران، جریانهای چپگرا و راستگرا سربازگیری مینمودند و هر کدام تلاش مینمود نفوذ بیشتری پیدا کند. در این گیر و دار، محمد داووخان در سال ۱۳۵۲ خورشیدی کودتا کرد و نظام شاهی را به نظام جمهوری تغییر داد و به این ترتیب نخستین رئیس جمهور افغانستان شد. ظاهرا و براساس آنچه جنرال نبی عظیمی در کتاب «اردو و ارتش» بیان نموده، چپیها از کودتای محمد داوود خان حمایت میکردند. پس از کودتا، نفوذ چپیها روز به روز در ارتش و نهادهای دولتی افزایش یافت و عرصه بر اسلامگرایان تنگتر شد. سرانجام شماری از چهرههای برجسته جریان اسلام سیاسی مثل استاد برهان الدین ربانی، احمدشاه مسعود، گلبدین حکمتیار، استاد عبدالرب رسول سیاف به پاکستان پناه بردند و شمار دیگری از جمله انجینر حبیبالرحمان زندانی و یا به قتل رسیدند.
اسلامگرایانی که به پاکستان پناه برده بودند، بدون درنظرداشت پیچیدهگیهای اعمال مسلحانه در سال ۱۳۵۴ خورشیدی دست به کودتا زدند. آنها در نخستین کودتای خود ناکام گردیدند و شکست سختی خوردند و مجبور به فرار دوباره به پاکستان شدند. آن زمان، مردم عادی افغانستان در شکست این کودتا نقش داشتند. شماری از کودتاچیان نیز به دست مردم به قتل رسید. برخی از عالمان دینی نیز در آن دوران به تبعیت از قرائت حاکم در میان اهل سنت، کودتاچیان را «باغی» میخواندند و اقدام مسلحانه آنها را «بغاوت» میدانستند.
با کودتای کمونیستها در ۷ ثور سال ۱۳۵۷ خورشیدی ورق به نفع اسلامگرایان برگشت. همچنان اشغال افغانستان توسط روسها، امکان موفقیت اسلامگرایان را در سربازگیری و جذب نیروی زیر نام «جهاد در برابر اشغال روس» افزایش داد. اسلامگرایان توانستند در میان مردم جا باز کنند و اعتماد آنها را به دست بیاورند. استبداد و ستم کمونیستها و دشمنی آشکار آنها با مقدساست دینی و شکنجه و اذیت باشندگان کشور و شهروندان سبب گردید تا شماری زیادی از جوانان، روحانیون و نخبهگان به اسلامگرایان پناه ببرند و شامل یکی از تنظیمهای جهادی گردند.
بازتاب جهاد افغانستان در جهان عرب
با اشغال افغانستان توسط روسها، ساحهی نفوذ آنها افزایش یافت و قدرتشان بیشتر گردید. کمونیستها در آن دوران در یمن، سوریه، عراق و مصر نیز نفوذ زیادی داشتند و روز به روز اقتدار آنها افزایش مییافت. امتداد و گسترش کمونیسم در این کشورها، آمریکا، پاکستان و سعودی را نگران ساخت و زنگ خطر را به صدا درآورد. این کشورها برای اینکه روسها را در افغانستان زمینگیر نمایند و مانع گسترش کمونیسم گردند، مجاهدین افغانستان را کمک کردند و «جنگ افغانستان» را «جهاد» خواندند. با تلاش و حمایت این کشورها آوازهی «جهاد افغانستان» به کشورهای عرب و جهان رسید. جوانان و مبارزان عرب که برخی شامل سازمان اخوانالمسلمین بودند و برخی دیگر شامل هیچ تنظیم دیگری نبودند، وارد پاکستان میگردیدند و از آن طریق گاهی به جبهات جنگ نیز میرفتند و در جهاد سهم میگرفتند. اخوانالمسلمین نیز در ائتلاف با آمریکا و دولت وقت مصر به رهبری انور السادات به منظور ارسال جوانان مبازر برای جهاد در افغانستان نیرو جذب میکرد و زمینه ورود و سفر آنها را به پاکستان فراهم میکرد. به این ترتیب، شمار زیادی از عربها وارد پاکستان و سپس افغانستان شدند. با ورود این افراد، افکار وارداتی و اندیشههای تندروانه نیز وارد افغانستان گردید.
پس از جهاد
مجاهدین پس از چهارده سال جنگ در برابر روسها و متحدان آن در کابل، در هشتم ثور ۱۳۷۱ خورشیدی پیروز شدند. پس از پیروزی مجاهدین دیری نگذشت که جنگهای داخلی آغاز شد و افغانستان وارد مرحلهی تازهای از درگیریها، بیثباتی و نارامی گردید. مجاهدین به جان هم افتادند و کابل به خاک و خون کشیده شد. در نتیجه دهها هزار نفر کشته و زخمی و برخی دیگر مجبور شدند خانه و کاشیانه خود را رها نموده و رهسپار «ناکجا» گردند. شوربختانه جنگهای داخلی طعم شیرین پیروزی را در کام مردم افغانستان تلخ کرد. این جنگها آتش چندپارچهگی و اختلاف را در میان مردم افغانستان افزود و بذر دشمنی را در میان آنها پاشید؛ بذری که تاکنون جوانه میزند و از مردم عزیز ما قربانی میگیرد.
پیامدها و پسلرزههای جهاد افغانستان
جهاد افغانستان پیامدها و پسلرزههایی در سطح کشور و جهان داشت. تاکنون نیز تبعات این رویداد هم در سطح جهان و هم در سطح افغانستان باقی است. از دل جهاد افغانستان، مفاهیمی چون جهاد جهانی سربرآورد و در سایه آن گفتمانهای همچون تکفیر، افراطیت، سرکوب، اسلامسیاسی، حاکمیت و جامعهی جاهلی تقویت گردید. همچنان سران گروههایی مثل القاعده، داعش و … در دامن این رویداد زاده شد، نشو و نمود نمود و پروش یافت. در اینجا به چند پیامد جهاد افغانستان اشاره میکنم:
۱ – اوجگیری اسلامسیاسی:
اسلامسیاسی و جریانهای اسلامگرا در دوران جهاد افغانستان رشد چشمگیری داشتند و قدرت آنها به اوج خود رسید. این جریانها جایگاه اجتماعی کسب کردند و حتا توانستند نخستین حاکمیت اسلامگرا را در کابل تشکیل بدهند. در نتیجهی جهاد افغانستان، اسلامگرایان نیروهایی زیادی را جذب نمودند و دامنهی فعالیتهای خود را گسترش داشتند. افکار و ایدئوژلوی تئوریسنهای اسلام سیاسی همچون: حسنالبنا، سیدقطب، مودودی و … در دوران جهاد پخش و نشر گردید و مجاهدین افغانستان از این طریق با اندیشهها و افکار این شخصیتها آشنا شدند. در سطح کشورهای اسلامی، افغانستان و پاکستان به پناهگاه امن اسلامگرایان مبدل گردید.
۲ – ظهور گروههای افراطی:
چنانچه پیشتر گفتیم، عربها به منظور جهاد به افغانستان و یا پاکستان میرفتند. در آن زمان، به منظور ارایهی خدمات به مجاهدین عرب و تنظیم امور آنها، «دفتر خدمات» زیر نظر عبدالله عزام تشکیل شد. این دفتر زمینهی سفر دواطلبان جهاد را فراهم میکرد و برای آنها اسکان میداد و امورشان را رتق و فتق میکرد. دفتر خدمات را میتوان نخستین هسته «القاعده» دانست. اسامه بن لادن به همراهی مجاهدین عرب گروه «القاعده» را ساخت. به این ترتیب، «القاعده» در پاکستان و در نتیجهی جهاد افغانستان زاده شد و تاکنون فعالیت دارد. همچنان برخی عربهایی دیگر که در جنگ افغانستان سهم داشتند و یا در پاکستان بودند، پس از برگشت گروههایی را ساختند و دست به اقدامات مسلحانه در کشورهای خود زدند.
۳ – افزایش اختلافات داخلی:
جنگ افغانستان اختلاف داخلی را افزایش داد. در دوران جهاد هفت تنظیم در پاکستان و هشت تنظیم در ایران تشکیل شد. در بسیاری اوقات این تنظیمها درگیریهای درونی داشتند و باهم میجنگیدند. این درگیریها و رقابتهای ناسالم اختلافات را افزود و سرانجام پس از پیروزی مجاهدین به فاجعه مبدل گردید و منجر به جنگ داخلی شد.
۴ – پیدایش افکار تکفیری:
در دوران جهاد، مجاهدین و دانشآموزان مدارس دینی با اندیشههای افراطی و تکفیری آشنا شدند. حضور عربها و سلفیان عرب زمینه رشد افکار تکفیری را فراهم نمود. پیش از جهاد، نسبتا گفتمان تساهل، مدارا، همدیگرپذیری و میانهروی در افغانستان حاکم بود. اما پس از جهاد، تکفیریگری، خشونتورزی، پرخاشگری و افراطگرایی افزایش یافت و حتا به روستاها و دورترین نقاط کشور رسید. شوربختانه تا امروز کشور عزیز ما از چنین افکار و اندیشههای رنج میبرد و مردم ما به دلیل آن قربانیشوند.
خاتمه
جهاد افغانستان یک رویداد مهم در سطح افغانستان و جهان است. این رویداد با اشغال افغانستان توسط روسها آغاز گردید و پس از چندین سال به پایان رسید. مجاهدین در هشتم ثور ۱۳۷۱ خورشیدی پس از سرنگونی حکومت داکتر نجیبالله وارد کابل شدند و تهداب نخستین دولت اسلامگرا را در افغانستان گذاشتند. اما پس از مدتی آنها باهم درگیر شدند و جنگ داخلی آغاز شد. در دوران جهاد، عربها به پاکستان و افغانستان سرازیر شدند و به این ترتیب نخستین هستهی «القاعده» در پاکستان پایهگذاری گردید. همچنان در این دوره و پس از آن، اسلامسیاسی در افغانستان اوج گرفت؛ گروههای افراطی ظهور نمود؛ تنشها و اختلافات داخلی افزایش یافت و افکار و اندیشههای تکفیری پیدا شد و تقویت گردید.