در گستره تاریخ بشر، رویدادهایی رخ مینمایند که فراتر از زمان و مکان، به نمادهایی جاودان بدل میشوند. عاشورای حسینی، واقعه دهم محرم سال ۶۱ هجری قمری در سرزمین کربلا، یکی از این نقاط عطف بیبدیل است. این رویداد، صرفاً یک نبرد تاریخی نیست؛ قیامی فلسفی علیه زوال ارزشهای انسانی، استحاله حق و حاکمیت باطل است. فلسفه عاشورا، ریشه در ژرفای نیاز فطری انسان به آزادی، عدالت و پاسداری از کرامت ذاتی خویش دارد. تجلیل از محرم و عاشورا، به ویژه در سرزمینی چون افغانستان با تاریخ پرفراز و نشیبش، تنها یک آیین مذهبی نیست؛ بلکه بازخوانی یک الگوی اخلاقی جهانی و تجدید پیمان با آرمانهای فراتاریخی است که امام حسین(ع) برای آن ایستاد و شهید شد. این تجلیل، پاسخی به ندای وجدان جمعی برای یادآوری آن اصولی است که زیربنای حیات معنوی و اجتماعی انسان را تشکیل میدهند.
فلسفه قیام؛ نبرد هستیشناختی حق و باطل
قیام امام حسین(ع) را نمیتوان جدا از بستر فساد سیاسی، اخلاقی و دینی دوران آن زمان و به ویژه یزید تحلیل کرد. حاکمیتی که با زور، تزویر و انحراف از اصول اسلامی مشروعیت یافته بود، به تدریج بنیانهای عدالت و انسانیت را تخریب میکرد. امام حسین(ع) در چنین شرایطی، قیام خود را نه برای کسب قدرت مطلق، بلکه به مثابه یک تکلیف الهی و انسانی در برابر این سقوط اخلاقی تعریف کرد. سخنان ایشان گواه این مدعاست: “انی لم اخرج اشرا و لا بطرا… و انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی…” (من نه از روی خودخواهی و گردنکشی قیام کردم… بلکه برای اصلاح در امت جدم قیام نمودم). همچنین این سخن ناب ایشان”هیهات منا الذله…”** (هرگز تن به ذلت نخواهیم داد) تا امروز طنین انداز است.
در نگاه فلسفی، قیام عاشورا پاسخی وجودی (اگزیستانسیال) به بحران معنا** بود. امام حسین(ع) با انتخاب شهادت آگاهانه، نشان داد که “بودن” اصیل انسان، منوط به حفظ اصولی است که به زندگی او معنا و جهت میدهد؛ اصولی چون عدالت، آزادی، صداقت و مقاومت در برابر ستم. تسلیم در برابر باطل، حتی اگر به بقای فیزیکی بینجامد، به معنی مرگ حقیقی انسان و زوال کرامت انسانی است. امام حسین(ع) و یارانش، با انتخابی آگاهانه، معنای حقیقی انسانیت و ایمان را به نمایش گذاشتند.
فلسفه سوگواری و تجلیل؛ زنده نگه داشتن وجدان جمعی و تبدیل عاطفه به عمل
سوگواری برای عاشورا، صرفاً ابراز اندوه بر یک فاجعه تاریخی نیست. بلکه در بطن فلسفی این تجلیل، اهداف عمیقتری نهفته است.
اولین نکته در این زمینه، پاسداری از حافظه تاریخی است. عاشورا درس بزرگی است که نباید فراموش شود. تجلیل محرم، مکانیسمی قدرتمند برای انتقال این درس عبرت از نسلی به نسل دیگر است. این حافظه جمعی، جامعه را در برابر تکرار فجایع مشابه، هوشیار نگه میدارد.
دومین مورد هم بیداری وجدان اخلاقی جمعی است. مراسم عاشورا با بازنمایی صحنههای ظلم و مقاومت، وجدان اخلاقی جامعه را تحریک میکند. این بازنمایی، حس انزجار از ستم و همدردی با مظلوم را تقویت کرده، خطوط قرمز اخلاقی را پررنگ میسازد.
سومین نکته هم در زمینه تجلیل محرم و عاشورا، تبدیل اندوه به اراده است. در واقع یکی از فلسفههای تجلیل عاشورا، تبدیل اندوه منفعل به اراده فعال برای مبارزه با ظلم در اشکال گوناگون آن است. اشک ریختن بر حسین(ع)، زمانی معنادار است که منجر به عمل بر اساس ارزشهای او (عدالتخواهی، شجاعت، کمک به مظلوم، ایستادگی در برابر فساد) شود. همانطور که امام صادق(ع) فرمودند: “کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا” (هر روز عاشوراست و هر سرزمینی کربلا). این حدیث، تجلیل عاشورا را به وظیفه ای همیشگی و مبارزه ای مستمر در همه مکانها علیه باطل پیوند میزند.
مورد چهارم هم در فلسفه تجلیل عاشورا، تأکید بر پیروزی معنا بر مادیت است. البته این نکته را کسانی که دنبال معانی و معنویت اند درک می کنند. عاشورا نمایش پیروزی روح بر جسم، اخلاق بر زور، و معنویت بر پوچی است. تجلیل از آن، پاسداشت این پیروزی معنوی است.
چرایی تجلیل محرم در افغانستان؛ احیای هویت، ترمیم روان جمعی و الهام برای مقاومت اخلاقی و مبارزه حاکمان ظالم
سرزمین ما افغانستان، با تاریخ پرافتخار و رنجهای عمیقش، زمینهای ویژه برای درک و تجلیل پیام عاشورا دارد. یکی از نخستین این زمینه ها، الگوی مقاومت در برابر تجاوز و استبداد است. تاریخ افغانستان مملو از مقاومتهای جانانه در برابر نیروهای متجاوز و حاکمان ظالم است. قیام عاشورا، به عنوان نماد جهانی مقاومت مظلومانه در برابر جباران، با روحیه مقاومت مردم افغانستان همخوانی عمیقی دارد. تجلیل از آن، تقویت این روحیه مقاومت برای دفاع از استقلال، کرامت و ارزشهای ملی و انسانی است.
دومیننکته در زمینه تجلیل محرم در افغانستان، پیام وحدت و عدالتخواهی فراقومی و فرامذهبی است. فلسفه عاشورا، فراتر از هر مرز قومی یا مذهبی خاص، دعوتی جهانی به عدالت و مبارزه با ظلم است. در افغانستان متکثر، تأکید بر این جنبه فراقومی عاشورا میتواند به تقویت انسجام اجتماعی و مبارزه مشترک علیه تبعیض و بیعدالتی کمک کند. پیام اصلی امام حسین(ع)، دفاع از حقوق انسانها فارغ از هر وابستگی است.
نکته سوم و مهم دیگر احیای هویت فرهنگی و معنوی است. آیینهای محرم، بخشی غنی و پویا از فرهنگ و هویت جمعی بخش قابل توجهی از مردم افغانستان اعم از شیعه و سنی است. تجلیل از این آیینها، به حفظ و تقویت این میراث فرهنگی و معنوی که ریشه در تاریخ و اعتقادات مردم دارد، کمک میکند و حس تعلق و هویت را تقویت مینماید.
نکته دیگر تجلیل عاشورا، درمان روانی جمعی است. جامعه افغانستان، دههها شاهد جنگ، خشونت و رنج بوده است. آیینهای سوگواری محرم، با فراهم آوردن فضایی برای ابراز جمعی غم و درد، می توانند نقش درمانگرانه داشته باشند. این اشتراک در اندوه، میتواند به التیام زخمهای روانی جمعی و ایجاد همدلی کمک کند.
همچنین تقویت اخلاق اجتماعی و مبارزه با فساد و ظلم و نفاق مورد مهم دیگر تجلیل محرم در کشور است. پیام محوری عاشورا، مبارزه با فساد، دروغ، ظلم و بیعدالتی است. تجلیل از محرم، فرصتی است برای بازتاب جمعی بر ارزشهای اخلاقی و تجدید عهد برای پایبندی به صداقت، انصاف و کمک به محرومان در زندگی اجتماعی. این بازتاب، میتواند نیروی محرکی برای اصلاحات اجتماعی باشد.
عاشورا؛ چراغ راه برای انسانیت در همه زمانها و مکانها
قیام عاشورا، رویدادی متعلق به گذشته نیست؛ بیانیهای زنده و پویا در باب شأن و کرامت انسانی است. فلسفه آن، ریشه در فطرت عدالتخواه و آزادیطلب آدمی دارد و تجلیل از آن، زندهنگهداشتن شعلهای است که راه را در تاریکیهای جهل و ستم مینمایاند. برای مردم افغانستان، تجلیل از محرم و عاشورا، تنها یک وظیفه دینی نیست؛ بلکه بیان هویت فرهنگی، تجدید قوای روحی برای مقاومت در برابر مصائب، الهامبخشی برای مبارزه اخلاقی با فساد و بیعدالتی، و مهمتر از همه، پاسداشت آن اصول جاودانهای عدالت طلبی و مبارزه با ظلم و استبداد است که امام حسین(ع) با خون خود بر صفحه تاریخ ثبت کرد؛ اصولی چون آزادی، عدالت، صداقت و مبارزه با حاکمان ظالم.
سخن آخر اینکه؛ همانگونه که مهاتما گاندی رهبر استقلال هند گفته است: “من از حسین(ع) درس چگونه مظلوم بودن را آموختم، از حسین(ع) درس چگونه پیروز بودن را آموختم.”، این درس، درسی جهانی است. تجلیل از عاشورا در افغانستان، فراخوانی است به یادآوری این درس مشترک بشری. به امید روزی که ارزشهای عاشورا – عدالت، صلح و کرامت انسانی – در سراسر این سرزمین و جهان، به حقیقت بپیوندد.
برای افغانستان ما که سالهاست طعم رنج را چشیده، تجلیل محرم ضرورتی انکارناپذیر است. عاشورا چراغی است که خاموشیناپذیر است؛ چراغی که راه را برای همه رهروان حقیقت و عدالت، در هر کجای این کره خاکی، روشن میدارد.