جشنِ سال نو یا به اصطلاح ما نوروزی یکی از ارزشهای کهن، تاریخی و هویتی ایرانشهری است، این جشن در کشورهای مختلف با فرهنگهای متنوع برگزار میگردد.
در افغانستان اینجشن از یکسو نمادِ از ارزشها و اسطورههای تاریخی و تمدنی نگریسته و از سوی دیگر این جشن را از سنتهای آیین زرتشتی و در تقابل با ارزشهای دینی دانسته میشود.
این جشن همانگونه که در کشورهای مختلف با فرهنگهای مختلف برگزار میشود در افغانستان هم با فرهنگها و نماد های مختلف از این روز پاسداری میگردد. تا قبل از تحولات سیاسی در افغانستان این جشن بیشتر پاسداری میشد بهگونهی که در شهر بلخ مردم از نقاط مختلف کشور گردهم می آمدند و جشن را به عنوان میله یا جشن گل سرخ با بر افراشتن عَلَمِ نوروز از این روز تجلیل میکردند.
موسیقی، بازیهای سنتی و مسابقات محلی و بازدید از دوستان و خانوادهها وجه مشترک از برگزاری این جشن میان عدهی از مردم است.
پاسداری از نوروز نظر به شهرهای افغانستان متفاوت است مثلاً بعضی از نقاط افغانستان خیلی به جشن نوروزی اهمیت می دهند و بعضی از شهرها اهمیت قابل توجه به نوروز نشان نمیدهند
مثلاً در برخی از نقاط بدخشان این جشن به شکلی خیلی پر هیجان و پر شور برگذار میشد و تبارز دهنده حس پاسداشت از ارزشهای تاریخی و هویتی شان بود.
در کل تا قبل از حضورِ طالبان در افغانستان بیشتر مردم به راحتی می توانستند از اینمیراث کهن پاسداری کنند اما بعد از قدرت گیری طالبان بساط این ارزشها جمع شده و در بعضی از مناطق به شکل ساده می گذرد.
دیدگاههای مختلف درباره پیشینهی این جشن در تاریخ وجود دارد، یکعده به این اعتقاد اند که این جشن قبلاز ورود آریاییها بر فلات ایران وجود داشته، البیرونی در کتابش مینگارد که جمشید پادشاه پیشدایان در این روز به پادشاهی می رسد و دینخود را تجدید میکند و روز تازه آغاز میشود که نوروز نامگذاریاش میکنند.
اکثر محققان و تاریخ نگاران باورمندند که نوروز ریشه در آیین زرتشتی دارد و نمادی از نظم کیهانی و پیروزی نیکی بر بدی است.
این جشن با اعتدال بهاری همزمان است و در باور زرتشتیان، آغاز سال نو و بازگشت ارواح نیکان (فروهرها) را جشن میگیرد و بر این اعتقاداند که آیینهایی مانند هفتسین و چهارشنبهسوری نیز ریشه در این باورها دارند.
در شهنامه فردوسی اسطوره سیاووش با نوروز پیوند خورده، یعنی سیاووش شاهزاده پاک و شجاع بود و این روز را برای عدالت پاکی جشن میگرفتند و نوروز و آغاز بهار را گواه بر زنده بودن سیاووش جشن میگرفتند
اینجشن در دورههای مختلف پادشاهان ایران نیکوداشت میشده و تنها بُعد فرهنگی نداشته بلکه بُعد سیاسی آن بیشتر برجسته گردیده است بهگونه که پادشاه ایران بزرگ کوروش وقتی بابل و مصر را تصرف میکند، این روز را آنجا پاسداری میکند
اینجشن در کشور های مختلف به عنوان ارزش تاریخی و فرهنگی و هویتی دانسته میشود اما در افغانستان برگزاری جشن با چالشهای جدی مواجه است.
از یک سوی نظامهای پاترومینال که در طول تاریخ افغانستان با رویکرد قبیلهی این ارزشها را نفی میکرده و آیین نوروز را یا فرهنگ بیگانه و یا در تقابل با دین اسلام میدید.
مخالفت با نوروز در افغانستان ریشه در چند عامل تاریخی، مذهبی و سیاسی دارد.
برخی گروههای مذهبی، بهویژه تفکرات سلفی و وهابی، این جشن را غیر اسلامی دانسته و آن را به دلیل پیشینهاش در آیین زرتشتی است، خلاف ارزشهای دینی میپندارند. آنها به این اعتقاد اند که نوروز یک سنت جاهلی است که در اسلام جایگاهی ندارد و بهجای آن، مسلمانان باید تنها عیدهای اسلامی (عید فطر و عید قربان) را جشن بگیرند.
افغانستان دارای اقوام، فرهنگ و هویت های مختلف است که ارزشهای تاریخی و فرهنگی اقوام تمایز کننده هویت شان است
نوروز از جمله ارزشهایست که اقوام مثل تاجیکان، هزارهها و ازبکها و اندک از پشتونها از این روز تجلیل میکنند. بدلیل اینکه ساختار سیاسی افغانستان در طول تاریخ به دست یکقوم ( افغان ) اداره میشده و همواره در صدد همسان و یکسان سازی هویت قومیبودند فرهنگ تجلیل نوروز را غیر بومی و ایرانی میدانستند و برای همین برخی جریانهای سیاسی نوروز را بهعنوان یک فرهنگ بیگانه، غیر افغانی معرفی کردهاند.
این دیدگاه بیشتر از سوی کسانی مطرح شده که نوروز را بخشی از هویت ایرانشهری و فارسی زبانان میدانند و آن را در تقابل با هویت قومی و ملی و اسلامی افغانستان قرار میدهند.
در شرایط فعلی که افغانستان به دست طالبان اداره می گردد جشن نوروز بطور رسمی منع شده و جشن گرفتن این روز را غیر اسلامی و گناه تلقی نموده و به این باور اند که این جشن نشانه های نفوذ فرهنگی ایران و تمدن های پیش از اسلام در افغانستان است .