تاریخ قرآن، تاریخ روایتهای صرف نیست؛ تاریخ «سنتها» و «قوانین پایدار» است. قرآن کریم قواعدی را بیان میکند که محدود به یک قوم یا عصر خاص نیست. این سنتها نسبت میان قدرت و عدالت، ایمان و تکبر، ظلم و استقامت را نشان میدهند. هرگاه قدرتی خود را بینیاز از حق بپندارد و بر ابزار سخت و نمایش اقتدار تکیه کند، در معرض همان قانونی قرار میگیرد که پیشینیان را درنوردیدند؛ و هرگاه جامعهای بر ایمان، صبر، عقلانیت و اصلاح درون استوار باشد، در مدار نصرت الهی قرار میگیرد.
در تقابل موسی و فرعون، قرآن نمونهای روشن از «استکبار» را ترسیم میکند: قدرتی که با نمایش ارتش و ثروت، حقیقت را انکار میکند و مخالفان را تحقیر میسازد. اما همان دریا که ابزار تعقیب بود، به صحنه فروپاشی بدل شد. نجات موسی، تنها رهایی یک فرد نبود؛ اعلان یک قانون تاریخی بود: قدرتی که بر ظلم و غرور بنا شود، در نقطهای که گمان نمیرود، فرو میریزد.
درس: تکبر سیاسی، تحقیر ملتها و بیعدالتی، انباشتی از ضعف پنهان ایجاد میکند که سرانجام آشکار میشود.
روایت ابراهیم و نمرود نیز همین قاعده را تأیید میکند. نمرود با منطق زور و آتش به میدان آمد؛ اما آتش به اذن الهی «سرد و سلامت» شد.
درس: هیمنه قدرت، پیش از آنکه در میدان نظامی فرو بریزد، در میدان مشروعیت اخلاقی فرو میپاشد.
در غزوه بدر، به رهبری محمد (ص)، گروهی اندک اما منسجم در برابر نیرویی بزرگ ایستادند. سقوط چهرههایی چون ابوجهل، بیش از یک شکست نظامی، فروپاشی یک هیمنه تاریخی بود. بدر نشان داد که معیار پیروزی صرفاً عدد و تجهیزات نیست؛ بلکه ایمان آگاهانه، انضباط، وحدت و عدالت است.
درس: هرگاه جامعهای دارای رهبری منسجم، هدف روشن و پایبندی اخلاقی باشد، میتواند بر برتری ظاهری فائق آید.
در غزوه احزاب، ائتلافی گسترده با برتری کامل ظاهری شکل گرفت؛ اما اختلافات درونی، فرسایش روحی و عاملی غیرمنتظره، موازنه را تغییر داد. احزاب، تکرار یک قاعده تاریخی است: ائتلافهای متکی بر منافع ناپایدار، در برابر بحرانها شکنندهاند و جامعهای که انسجام، تدبیر و اعتماد متقابل دارد، از طوفان عبور میکند.
مقایسه معاصر:
ناو جنگی آمریکا هنوز به خلیج فارس نرسیده دچار آتشسوزی شد و دیروز نیز خبر تصادف دو ناو جنگی آمریکا در منطقه کارائیب منتشر شد. این حوادث، پیش از آغاز هر گونه درگیری نظامی روی دادهاند. همانطور که در غزوه احزاب اختلافات درونی و عواملی غیرمنتظره، توان دشمن را فرو ریخت، امروز نیز اختلافات میان ناتو و حوادث پیش از جنگ، یادآور همان «طوفانهای قبل از جنگ» است.
لشکرکشی ترامپ و تهدیدهای آمریکا در منطقه، از منظر تاریخی، نوعی تکرار جنگ احزاب محسوب میشود؛ پیش از آن که ابزارهای سخت و قدرت ظاهری به میدان بیایند، نیروهای متکبر و ناپایدار خود به دلیل اختلاف داخلی و بحرانهای پیشبینینشده، ضعیف میشوند.
درس تاریخی و راهبردی: پیش از هر تقابل سخت، انسجام و مشروعیت جبههها تعیینکننده سرنوشت است. همانطور که طوفانها و اختلافات درونی دشمن در غزوه احزاب به نصرت مؤمنان انجامید، امروز نیز نشانههای ضعف در جبهه مستکبران تاریخ میتواند مژده پیروزی جبهه حق را بدهد.
اگر این سنتها را در کنار تحولات معاصر قرار دهیم، به یک قانون واحد میرسیم: سنت الهی پایدار است. هیچ قدرتی، هرچند مجهز به پیشرفتهترین فناوریها و ناوهای عظیم باشد، مصونیت مطلق ندارد. حوادث غیرمنتظره، بحرانهای داخلی و فرسایش مشروعیت، اقتدار ظاهری را متزلزل میسازد. در جهان امروز نیز سیاستمدارانی با ادبیات تند و اتکای آشکار به قدرت سخت ـ از جمله ترامپ در دوره ریاستجمهوریاش ـ بر بازدارندگی نمایشی تأکید داشتهاند، اما تاریخ نشان میدهد بازدارندگی بدون مشروعیت اخلاقی و عدالت پایدار، دوام نمیآورد.
با این همه، تأکید قرآن تنها بر سقوط متکبران نیست؛ بلکه بر شرط نصرت نیز هست. نصرت الهی وعدهای بیقید و شرط نیست؛ بلکه مشروط به ایمان و عمل است. خداوند میفرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُم .
ای کسانی که ایمان آوردهاید، اگر خدا را یاری کنید، او شما را یاری میکند و گامهایتان را استوار میگرداند.
پیام راهبردی آیه: نصرت الهی مشروط است؛ شرط آن یاری دین خدا از طریق ایمان راستین، عدالت، اصلاح درون، وحدت، پرهیز از ظلم، صبر و عقلانیت است. وعده الهی دو بخش دارد: یاری و تثبیت قدمها؛ یعنی هم پیروزی و هم استقامت در مسیر.
بنابراین سنت الهی هم برای قدرتهای بزرگ جاری است و هم برای جوامع مؤمن. اگر جامعهای گرفتار تفرقه، فساد و بیعدالتی شود، از مدار یاری الهی دور میشود.
نجات موسی و ابراهیم، و هلاکت فرعون و نمرود و ابوجهل، نماد یک قانون فرازمانیاند: قدرت بیمهار فرو میریزد و ایمان آگاهانه و عدالتمحور باقی میماند. این قانون نه احساسی و شتابزده، بلکه تدریجی و عادلانه است.
نتیجهگیری:
مقایسه دیروز و امروز، اگر بر پایه سنتهای قرآنی و معیارهای اخلاقی باشد، ما را به یک نتیجه روشن میرساند:
بار دیگر موسیهای زمان در برابر فرعونهای زمان، ابراهیمهای زمان در برابر نمرودهای زمان، محمدهای زمان در برابر ابوجهلهای زمان، به نصرت الهی پیروز خواهند شد. پیروزی حقیقی نه در هیاهوی قدرت سخت، بلکه در عدالت، انسجام، مشروعیت و پایبندی به اصول اخلاقی شکل میگیرد. هر قدرتی که از این معیار فاصله گیرد، در مسیر فرسایش قرار میگیرد؛ و هر جامعهای که ایمان را با اخلاق، تدبیر و اصلاح درون جمع کند، ظرفیت عبور از بحرانها را خواهد داشت.
سنت الهی پایدار است؛ زمانها تغییر میکنند، اما قانون عدالت و فرجام تکبر همواره برقرار خواهد بود.