دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز گذشته با صدور فرمانی اعلام کرد که تمام حریم هوایی بر فراز و اطراف ونزوئلا تا اطلاع بعدی بسته خواهد شد و حتی در تماس تلفنی با رئیسجمهور این کشور او را تهدید به حمله نظامی کرد. این اقدامات آشکارا نقض حقوق بینالملل و تجاوز به حاکمیت ملی یک کشور مستقل است. آمریکا پس از جنگ جهانی دوم بارها نشان داده که برای پیشبرد اهداف سیاسی و اقتصادی خود هیچ مرزی از قوانین بینالمللی را به رسمیت نمیشناسد. از ویتنام و کوریای شمالی گرفته تا افغانستان و عراق، تاریخ مملو از نمونههایی است که در آن واشنگتن با توسل به زور، مداخله نظامی و فشارهای سیاسی، استقلال و حاکمیت کشورها را زیر پا گذاشته است.
تجاوزهای غیرقانونی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم
پس از پایان جنگ جهانی دوم، آمریکا بهعنوان قدرت برتر اقتصادی و نظامی جهان، بارها به کشورهای مختلف تجاوز کرده یا در امور داخلی آنان دخالت مستقیم داشته است. جنگ ویتنام یکی از نمونههای بارز این سیاست بود؛ جایی که میلیونها نفر قربانی شدند و زیرساختهای یک کشور بهطور کامل نابود شد. در شبهجزیره کوریا نیز آمریکا با دخالت نظامی و حمایت از جنگ، باعث تداوم بحران شد و دههها مردم کوریلی شمالی و جنوبی را درگیر تنشهای بیپایان کرد.
در دهههای بعد، آمریکا با بهانههای مختلف وارد افغانستان و عراق شد. در افغانستان، به بهانه مبارزه با تروریسم، اشغالگری طولانیمدتی را آغاز کرد که در نهایت با خروج نیروهایش، کشور را عملاً به طالبان واگذار کرد؛ گروهی که خود آمریکا با همکاری پاکستان سالها پیش در شکلگیری و تقویت آن نقش داشت. در عراق نیز با ادعای وجود سلاحهای کشتار جمعی، حملهای گسترده صورت گرفت که نهتنها چنین سلاحی یافت نشد، بلکه این کشور سال ها به ورطه جنگ بدل شد. این نمونهها نشان میدهد که آمریکا بارها بدون مجوز سازمان ملل و برخلاف اصول حقوق بینالملل، دست به تجاوز و اشغالگری زده است.
بیاعتنایی آمریکا به قواعد بینالمللی
تصمیم اخیر ترامپ در خصوص بستن حریم هوایی ونزوئلا و تهدید مستقیم رئیسجمهور این کشور، بار دیگر نشان داد که آمریکا هیچگونه پایبندی به قوانین بینالمللی ندارد و پرسش اساسی این است: کدام نهاد یا قانون به آمریکا اجازه داده است که درباره سرنوشت دولتهای مستقل تصمیم بگیرد؟ آیا حق تعیین سرنوشت ملتها باید در واشنگتن رقم بخورد؟
واقعیت این است که آمریکا با تکیه بر قدرت نظامی و اقتصادی خود، هرگاه دولتی را مخالف منافعش ببیند، تلاش میکند آن را سرنگون کند یا تحت فشار قرار دهد. نمونههای تاریخی فراوانی وجود دارد: از کودتای ۱۹۵۳ در ایران علیه دولت دکتر مصدق، تا دخالت در آمریکای لاتین و حمایت از کودتاها در شیلی، نیکاراگوئه و گواتمالا. همچنین ویتنام، کوریا و عراق و افغانستان. این اقدامات همگی نشان میدهد که آمریکا نهتنها به اصول منشور سازمان ملل پایبند نیست، بلکه عملاً خود را فراتر از قوانین جهانی میداند و صلاحیت قضایی غیرقانونیاش را به کشورهای دیگر تحمیل میکند.
جهان زور است؛ تنها راه مقابله، قدرت داشتن
وقایع اخیر در ونزوئلا و کارائیب، همانند دههای گذشته نمونه تاریخی دیگر، یک حقیقت تلخ را بار دیگر اثبات میکند: جهان امروز جهان زور است. قدرتهای بزرگ، بهویژه آمریکا، با تکیه بر توان نظامی و اقتصادی خود، قواعد بازی را تعیین میکنند و هر کشوری که ضعیف باشد، ناگزیر قربانی این قلدری خواهد شد.
تجربه نشان داده است که تنها راه مقابله با استعمار نوین و زورگویی قدرتهای بزرگ، قوی شدن است. کشورهایی که توان دفاعی، اقتصادی و سیاسی بالایی دارند، کمتر در معرض دخالتهای خارجی قرار میگیرند. نمونههایی مانند چین و روسیه نشان میدهد که داشتن قدرت بازدارندگی، میتواند مانع از تحمیل اراده آمریکا شود. در مقابل، کشورهایی که ضعیف هستند یا به حمایت خارجی دل بستهاند، دیر یا زود قربانی سیاستهای تجاوزگرایانه واشنگتن خواهند شد.
بنابراین، برای مقابله با اقدامات فراقانونی آمریکا و دیگر قدرتهای زورگو، ملتها باید بر تقویت توان داخلی خود تمرکز کنند؛ از توسعه اقتصادی و علمی گرفته تا افزایش قدرت نظامی و انسجام سیاسی. تنها در این صورت است که میتوان در برابر قلدری و دخالتهای خارجی ایستاد و استقلال و حاکمیت ملی را حفظ کرد.
با این ومود؛ تصمیم اخیر ترامپ درباره ونزوئلا، بخشی از یک روند تاریخی است که آمریکا طی دههها دنبال کرده است: تجاوز، دخالت و بیاعتنایی به قوانین بینالمللی. از ویتنام و کوریای شمالی تا افغانستان و عراق، همه نشان میدهند که واشنگتن برای پیشبرد اهداف خود هیچ مرزی نمیشناسد. جهان امروز جهان زور است و تنها راه مقابله با این زورگویی، قوی شدن و اتکا به توان داخلی است.
ملتها اگر میخواهند استقلال و امنیت خود را حفظ کنند، باید در برابر استعمار نوین و اقدامات فراقانونی آمریکا ایستادگی کنند.