این روزها افغانستان بیش از هر زمان دیگر به سرزمینی از ترس و ابهام تبدیل شده است؛ جایی که مرگ، بیصدا و بیپرسش، در کوچهها و خانهها رفتوآمد میکند. گزارشهای پیدرپی از قتلهای مرموز، ترورهای خاموش و جنایتهایی که هیچکس مسئولیت آن را به عهده نمیگیرد، نشان میدهد که امنیت در این کشور نهتنها تأمین نشده، بلکه به یک رؤیای دوردست بدل شده است. کابل، که زمانی قلب تپنده امید و زندگی بود، اکنون به شهری تبدیل شده که هر روز خبر یک قتل تازه از آن بیرون میشود. ولایات نیز وضعیتی بهتر ندارند؛ بلکه در بسیاری موارد، شرایط