یکی از معماهای دور دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ، توانایی پاکستان در جلب اعتماد او بود. ترامپ نه تنها بارها از فیلد مارشال عاصم منیر تمجید کرده، بلکه حتی حاضر شد میانجیگری پاکستان در تنش میان ایران و آمریکا را بپذیرد. پرسش این است که چگونه کشوری مانند پاکستان توانست در حالی که ترامپ بسیاری از متحدان خود در ناتو و اروپا را آزرده بود، اعتماد او را جلب کند؟
کلید حل این معما را میتوان در روانشناسی ترامپ جستجو کرد
شخصیت خودشیفته ترامپ
روانشناسان برجستهی دانشگاههای آمریکا بارها شخصیت ترامپ را بررسی کردهاند. شاید اختلاف نظرهایی درباره وضعیت روانی او وجود داشته باشد، اما بر یک نکته همه توافق دارند: ترامپ شخصیتی خودشیفته دارد.
خودشیفتگی به معنای داشتن تصویری شکوهمندانه و اغراقآمیز از خود است؛ کسی که خود را استثناییترین رهبر تاریخ میداند و باور دارد میتواند کشور و جهان را به راه درست هدایت کند. ترامپ چنان دلبسته به تصویر خود است که جهان را حول محور خویش میبیند و از هر فرصتی برای تبلیغ این تصویر شکوهمند بهره میبرد.
نمونهای روشن از این خودشیفتگی، پیام او در روز یادبود سال ۲۰۱۸ است؛ روزی که در آمریکا برای گرامیداشت سربازانی است که جان خود را در راه کشور از دست دادهاند. ترامپ در توییتر نوشت:
«روز یادبود مبارک! آنها که برای کشور بزرگ ما جان باختند، از اینکه امروز آمریکا چه قدر خوب است، خوشحالند و به آن میبالند… بهترین اقتصاد چند دههی گذشته، کمترین نرخ بیکاری برای سیاهپوستان و لاتینتبارها و زنان هجده ساله، بازسازی نیروهای نظامی و بیشتر از اینها.»
تحلیلگران میگویند در این پیام، ترامپ به جای گرامیداشت قربانیان، خود و دستاوردهایش را بزرگ کرده است؛ نمونهای بارز از خودشیفتگی.
ویژگیهای افراد خودشیفته روشن است:
۱. هیچ انتقادی را نمیپذیرند؛ زیرا هر انتقاد، تصویر شکوهمندانهشان را تهدید میکند.
۲. از چاپلوسی و تحسین استقبال میکنند؛ زیرا این تحسینها، خودانگارهی آنها را تقویت میکند.
ترامپ در کتاب هنر معامله کردن مینویسد:
«با کسانی که با من خوبند، خوبم؛ اما با آنها که با من بدرفتاری کنند، یا بیانصافی کنند، یا بخواهند از من سوءاستفاده کنند، به شدت میجنگم. در تمام طول زندگی، روش و منش من همین بوده است.»
این جمله نشان میدهد که هر کسی تصویر خیالی و شکنندهی ترامپ را خدشهدار کند، با واکنشهای شدید و احساسی او مواجه خواهد شد، اما کسی که آن تصویر را با چاپلوسی و تحسین تقویت کند، از حمایت و رضایت او برخوردار خواهد شد.
دیپلماسی چاپلوسی پاکستانیها
پاکستانیها در عرصه دیپلماسی همواره موفق بودهاند. یکی از دلایل این موفقیت، مطالعه دقیق روانشناسی طرف مقابل است.
پاکستانیها با شناخت ویژگیهای خودشیفته ترامپ، از همان روزهای نخست ریاست جمهوری او، تلاش کردند با دیپلماسی چاپلوسی به او نزدیک شوند. نخستین گام آنها، تحویل مظنون حمله به نیروهای آمریکایی در فرودگاه کابل بود؛ اقدامی که ترامپ را موفق و رقیب سیاسیاش بایدن را ناکام جلوه داد.
در ادامه، پاکستانیها با تمجیدهای لفظی مداوم و چاپلوسیهای حسابشده، نزدیکی خود را حفظ کردند:
۱. تمجید از نقش ترامپ در کاهش تنش میان پاکستان و هند؛ پس از حملات هوایی متقابل میان این دو کشور، پاکستان ترامپ را میانجی صلح معرفی کرد.
۲. قدردانی علنی از او به عنوان میانجی در آتشبس منطقهای.
۳. پیشنهاد نامزدی او برای جایزه صلح نوبل توسط مقامات پاکستانی.
۴. مشارکت در ابتکارات و شورای صلح ترامپ.
این دیپلماسی چاپلوسی، در کنار تعاملات اقتصادی و امنیتی، پاکستان را به یکی از نزدیکترین متحدان ترامپ تبدیل کرد، تا جایی که ستایشهای او از فیلد مارشال عاصم منیر همچنان ادامه دارد.
وقتی شهباز شریف در مصر داشت برای ترامپ چاپلوسی میکرد، بسیاریها بر او خندیدند. اما اکنون معلوم میشود که آن چاپلوسیها محاسبهشده و بر اساس مطالعات روانشناختی افراد خودشیفتهای مثل ترامپ بوده است.